از طرفداران صلحم، دوستدار جنگ ، نه !
اهل موسیقی و شعرم، ساز بدآهنگ ، نه!
عاشق دنیای آرام و قشنگ و سالمم
بند، جایی که نگردد سنگ روی سنگ ، نه!
می فشارم دست های دوستی را از همه
با همه همرنگ ها ، آری و ناهمرنگ ، نه!
زندگی را دوست دارم با تمام سختی اش
می کشم بر دوش بارش را، ولی با ننگ، نه!
با گلی در دست وخنجر پشت سر، خامم نکن
هوشیار هوشیارم ، گیج و مست و منگ ، نه!
میهنم را مثل جانم پاسبانی می کنم
تن به مردن می دهم اما به هر نیرنگ ، نه!
خون ایرانی میان پیکر من جاری است
از تبار کورشم ، تیمورهای لنگ ، نه!
پشت در پشتم، شجاعان و دلیران بوده اند
شیرها را نسل از شیر است از خرچنگ ، نه!
ملت اهل شهادت کی اسارت می کشد ؟
جای من در آسمان است این زمین تنگ نه!
قبر خود را می کنی با حمله بر ایران من
لیبی اینجا می شود با دست یک الدنگ؟؟ نه !!!!
چه لحظه های غم انگیز و تلخ و دشواریست
که خون این همه مظلوم بر زمین جاریست
بگو به جرم کدامین گناه کشته شدند؟
روال کار جهان بر چه رسم و معیاریست؟
به خواب ناز فرو رفته اند و بی خبرند
که وقت فاجعه و ساعت تبه کاریست
سقوط سنگ و بتن ، حجم آتش و آوار
هجوم ناله و فریاد و شیون و زاریست
درست مثل همیشه ، بدون جرم و گناه
سَموم مرگ به هر نوشکفته ای جاری است
چقدر لاله که در مشت مرگ پرپر شد
چقدر دل که از این داغ ، زخم شان کاری است
سکوت دیگر از این پس نه جایزو نه رواست
که خوی گرگ صفت ها، همیشه، خونخواری است
اگر که ما سر او را به سنگ له نکنیم
به حکم قطعی تاریخ، حکم او ساری است
برای بمب اتم چاره ای بیندیشید
که ساده رد شدن از خصم ، ساده انگاری است !
خواهی به زمانه زیست ، باید جنگید
با دشمن صهیونیست، باید جنگید
تا ضربت دست شیعه مولا را
او تست کند که چیست، باید جنگید!
==
در راه وطن دادن جان چیزی نیست
دل کندن از نام و نشان چیزی نیست
با منزلتی که شهدا می یابند
شایسته تر از داغ جوان چیزی نیست!
هر چند که دیروز دلم خون شده است
در عید غدیر شوقم افزون شده است
شادم که از انتقام سخت دیشب
خون در دل مردمان صهیون شده است !
==
آنان که به ما دست درازی کردند
با شیر دلان ترقه بازی کردند
اما در عوض هیبت صهیونها ریخت
خیبر شکنان حماسه سازی کردند!
==
در پیش ستمگراستقامت ، فیض است
جنگیدن با جهل و شرارت، فیض است
بر دشمن صهیونیست باید فهماند
در مکتب شیعیان شهادت، فیض است!
==
در عید غدیر سر به خمخانه زدیم
از عشق علی هزار پیمانه زدیم
مست از می ناب عشق مولا، بر خصم
وارد شده و ضربه جانانه زدیم!
==
چون آتش انتقام روشن بشود
دشمن به کدام حیله ایمن بشود ؟
می سوزد از آه سینه مظلومان
هر چند لباس او از آهن بشود !
==
زده دشمن به نامردی دم از جنگ
شده مست از هوای باده و بنگ
به فکر انتقامی سخت هستیم
سرش را سخت باید کوفت بر سنگ!
==
تَوَهُم تا کجا ؟ تا بی نهایت !
که ما راخسته سازد با شرارت
ولی دشمن نخوانده این طرف را
که ما را زنده می سازد شهادت!
==
به سوی عاشقان ره می سپاریم
نماز عشق بازی میگذاریم
اگر سنگ و بتن بر ما ببارد
سر از مُهر شهادت بر نداریم!
خورشید در غروب سینه ما جا نمی شود
در این هوای مرده ، دلی وا نمی شود
دیگر امید وعده فردا به ما نده
هر روز می رود و نوبت فردا نمی شود
در این دیار سوخته از جنگ گل نکار
در باغ سرب سبزه شکوفا نمی شود
گیرم که آب از سر ساحل فرا رود
ماهی که مرد ، زنده به دریا نمی شود
بیهوده گل نبار به روی مزار ما
عطری نصیب شامّه ی ما نمی شود!
با تو حتی جدل و فلسفه بافی زیباست
کَل کَل و جِر زدن و حرف اضافی زیباست
تا تو را مست غزل های دل انگیز کنم
شعر خوش طعم کنار می صافی زیباست
پا به پای تو به هر جا بروی می آیم
با تو هر چه خطر و جرم و خلافی زیباست
سالها عمر مرا زندگی ساده گرفت
تازه فهمیده ام از عشق ، تلافی زیباست
نیمه شب ها که خیال تو مرض می ریزد
پرسه دردایره تنگ قوافی زیباست
زندگی جدی و تلخ است ولی با این حال
گاه طنزی خفن و زیر لحافی زیباست!
خنده ات گفت که تو عاشق بیت قبلی
بیشتر راز دلم را نشکافی زیباست!