در دل ما جز وطن هر عشق دیگر هیچ نیست
جز مرام مادری ، با آن برابر هیچ نیست
پاسبانی می کنیم این خاک را با خون خود
میهن ما در خطر باشد، تن و سر هیچ نیست
باز نمرود آمده آتش به ایمان افکند
بر خلیلی ها ولیکن، کوه آذر هیچ نیست
ما ازاین آتش به اذن الله بیرون می رویم
گر چه بر ما هم بیفتد برق اخگر هیچ نیست
از مترسک ها فقط فوج کلاغان می رمند
مرد های جنگ را انبوه لشکر هیچ نیست
ناو جنگی هر کجا باشد شکارش می کنیم
پیش اژدر ساحل و دریا و بندر هیچ نیست
زیر دندانهای ماهیهای اقیانوس خوار
پیکر فولادی ناو و شناور هیچ نیست
جبهه حق هر کجا باشد شتابان می رویم
پیش یاران علی ،صفین و خیبر هیچ نیست
رهبری جان را بفرماید نثارش میکنیم
با اشاراتش نیاز،ثبت و محضر هیچ نیست
مرزهای جنگ را تا ناکجاها می کشیم
تا بفهمد دشمن ما ، قدرت زر هیچ نیست !
عمر کوتاه است قدری بیش و بهتر حال کن
با همان هایی که داری، حداکثر حال کن
مرغ و ماهی چون نداری در فراقش غم نخور
نان اگردر سفره داری با چغندر حال کن
آسمان زیباست اما ، یکه و تنها نپر
باز اگر پیدا نکردی با کبوتر حال کن
گر که بی پولی و وام ازدواجت جور نیست
سعی کن که زن نگیری ، جور دیگر حال کن
ساحل دریا اگر قسمت نشد حالی کنی
توی دریای خیالات شناور حال کن
عشق ماشین هستی و توی بساطت پول نیست
با دوچرخه بی خیال پارک و پنچر ، حال کن
حال خوش را جستجو در جام و در منقل نکن
با نوای قلب پر جوش سماور حال کن
شاخه های گل نگو که خار دارد از چه رو
خار را پر گل ببین، چندین برابر حال کن
خوب وبدهای جهان معلول نوع دیدن است
چشم دل را وا کن و با صنع داور حال کن
میل میل توست، دنیا هم محل امتحان
یا بشو مومن و یا چون قوم کافر حال کن!