از کنگره عرش شکوهت شده پیدا
ای نام تو افتاده عجب بر لب دنیا
باید که تو را بیشتر از این بشناسند
تا منزلتت گردد از این بیش ، هویدا
تو نبض جهانی و به تو زنده جهان است
دوران تو در حال گذار است ز دریا
نام تو خلیج است و بود شهرت تو فارس
حق است بنامند تو را فارس ترین ها
هی موج بزن موج بزن شور به پا کن
تا لرزه بیفتد به تن ظلم سراپا
با تنگه هرمز که کلید شرف ماست
کردست خداوند به ما عزتی اعطا
که مردم دنیا همه حیرت زده و مات
هم گرما تماشا شده هم غرق تمنا
شاید که شود باز به روی دوسه کشتی
از آن گذرد نفت و فرآورده و کالا
هیهات نگیرند تو را از کف میهن
ای اسلحه کاری ما روز مبادا
ای آن که امورات وطن دست شما هست
هشیار که دشمن به کمین است و تقلا
تا گوهر یک دانه ما را بستاند
با هر روشی شد ، به ستم یا به مدارا
این حیثیت ملی ما نیست فروشی
از دست شما در نرود با دو سه امضا
از خون شهیدان وطن وام گرفتیم
امروز اگر تیز شد این حربه و بُرّا
ناموس وطن موضع صحبت شدنی نیست
این آن گرهی نیست که باید بشود وا
چشمان وطن سوی شماها نگران است
هشدار عصا را نستانند ز موسی!
محمد حسین حسنی 11/2/1405 شاهرود