-
سخت اگر می گذرد این همه دلگیر نباش
سهشنبه 13 آبانماه سال 1399 18:25
سخت اگر می گذرد این همه دلگیر نباش غافل از مرحمت خالق تدبیر نباش شب به چشم همه دردکشان طولانی است ناامید از سحر روشن تغییر نباش « دوسه روزی قفسی ساخته اند از بدنت » اکتفا کن به همان ، طالب زنجیر نباش سر برآور و نظر بر افق باز نما در گریبان غم ازغصه سرازیر نباش رود گشتی تو که از دشت به دریا بروی دل به دریا بزن ، از...
-
مال مردم از گلوی هر که پایین می رود
سهشنبه 29 مهرماه سال 1399 13:08
مال مردم از گلوی هر که پایین می رود با خبر باشد که دارد سمت سجّین* می رود دیر یا زود از گلویش درد بیرون می زند افریقا هم که باشد ناله اش چین می رود آن که از مال خلایق جیب خود را پر کند وقت رفتن تنگدست و زار و مسکین می رود این دو روز زندگی با خوب و بد خواهد گذشت وای بر آن کس که وقت مرگ غمگین می رود مرد اگر هستی بدزد از...
-
سالها با حقه بازی کارها از پیش رفت
یکشنبه 27 مهرماه سال 1399 12:22
سالها با حقه بازی کارها از پیش رفت با دروغ و ماست مالی ماجرا از پیش رفت بهر آنهایی که بیت المال ، بیت الحال بود زورشان در بردن اموال ما از پیش رفت حکم خدمت را به آنها داد دستان قضا بارشان کج شد و با رسم خطا از پیش رفت خدمت شایسته جایش را خیانت ها گرفت کار برخی بی غم روز جزا از پیش رفت حب مال و ثروت و جاه و مقام و...
-
مرغ وقتی شد گران، مرغانه می گردد گران
چهارشنبه 26 شهریورماه سال 1399 23:23
مرغ وقتی شد گران، مرغانه می گردد گران می رود اجناس کم کم ، قیمتش بر آسمان قیمت سوهان که بالا می رود در شهر قم می شود افزون بهای گز به شهر اصفهان جای خود دارد چو بالا می رود نرخ پیاز قیمتش ثابت نماند ، پسته های دامغان در ارومیه عسل وقتی که غوغا می کند می شود تبریز هم دور از پنیر لیقوان هر کسی به سهم خود قدری خرابی می...
-
زندگی قهر است با ما حالش اینجا خوب نیست
شنبه 15 شهریورماه سال 1399 10:53
زندگی قهر است با ما حالش اینجا خوب نیست با شما شاید ولی با اکثر ما خوب نیست هر چه کردیم اخم هایش وا نشد بر روی ما منتش را می کشیم اما تمنا خوب نیست زندگی روی قشنگش را ز ما پوشیده است دیده نامحرمان بر روی زیبا خوب نیست باغ سرخ و سبز بود آن وعده های دلفریب وعده بیهوده از خوبان دنیا خوب نیست « مشکلی دارم ز دانشمند مجلس...
-
فریاد نزن این همه ، گوش شنوا نیست !
پنجشنبه 6 شهریورماه سال 1399 23:44
فریاد نزن این همه ، گوش شنوا نیست ! در شهر کران قوه تشخیص صدا نیست ! جایی که همه حامل بار دل خویشند بر دوش کسی دغدغه بار شما نیست ! در کوه اگر ناله کنی ناله بر آید در سنگ دلان آه کسی راه گشا نیست احوال دلت را به کسی فاش مگردان یاری که نباشد به دلش رنگ و ریا ، نیست از بس که خراب است نظامات جهانی دیگر خبر از عاطفه و شرم...
-
آغاز شده بار دگر موسم غم ها
جمعه 31 مردادماه سال 1399 18:51
آغاز شده بار دگر موسم غم ها برخیز که امسال غریبند عَلم ها جور دگری آمده ایام محرم تاریخ گواه است بر این گونه رقم ها گاهی نتوان سنت دیرینه ادا کرد اما نشود اصل ، فدای چَم و خَم ها امواج بلا هر چه بکوبند به ساحل طوفان نشود مانع دریا و بلم ها هر جور صلاح است بیا روضه بخوانیم فارغ ز غم و دغدغه بیش وَ کم ها بر خیز که روشن...
-
علی ولی الله
جمعه 17 مردادماه سال 1399 22:29
امیر ملک ولایت ، علی ولی الله خدای فضل و کرامت ، علی ولی الله ختام اهل رسالت محمد است و سپس طلوع صبح امامت ، علی ولی الله شروع کار همیشه به نام الله است ولی به عشق، صلابت ، علی ولی الله به رغم کوردلان ، شیعیان یقین دارند که هست شمس حقیقت ، علی ولی الله حقیقتی است که پنهان نمی شود هرگز به مکر اهل شقاوت ، علی ولی الله...
-
آی که آی که (ترانه)
شنبه 31 خردادماه سال 1399 21:13
آی که آی که آی که آی که دلم روبردی دیگه پس نیاوردی بگو به کی سپردی ؟ بگو به کی سپردی آی که آی که آی که آی که منو رها کردی به غم ها مبتلا کردی بی تو چکارکنم من ؟ بی تو چکار کنم من ؟ آی که آی که آی که آی که بی خیال منی خودت گفتی که مال منی چی شد قول وقرارت ؟ چی شد قول وقرارت ؟ آی که آی که آی که آی که روح و جان منی عشق...
-
در فکر نان که باشی اندیشه ات خراب است
شنبه 31 خردادماه سال 1399 21:06
در فکر نان که باشی اندیشه ات خراب است خربوزه های عالم ، تنها برایت آب است ! عشق و سرور و مستی ، در ذهن تو غریبند مستی نمی فزاید ، تُنگی که بی شراب است ! روزت رسد به شبها با غصه های جاری وقت غروب خورشید خونین دل سحاب است! در خواب هم که باشی دردت نگیرد آرام آرامشی ندارد روحی که در عذاب است ! دنیای مردم سیر ، رنگ نشاط...
-
شور حسینی
شنبه 31 خردادماه سال 1399 21:04
بوی خوشی می رسد از دوردست می شوم از نکهت آن مست مست مثل نسیمی که نوازش کنان می رسد از بقعه پیغمبران بر دل هر خسته صفا می دهد هر که مریض است ، دوا می دهد نبض هوا می طپد از ناز او در دوجهان پر شده آواز او شور حسینی به دلم سر زده طاقت و صبر از دل من پر زده باز تب کرب وبلا آمده بر دل ما نور صفا آمده خانه عشق است دل تنگ ما...
-
یا صاحب الزمان
شنبه 31 خردادماه سال 1399 21:02
ظلم و ستم روی زمین را گرفت شیطنت آمد ره دین را گرفت رسم وفا در همه جا گم شده راه خدا غرق تهاجم شده جلوه مومن شده در کاستی میل جهان رفته به ناراستی آن چه درست است نماید غلط فسق و فجور است فقط روی خط بیشتر اهل زمان خاطی اند انس و شیاطین همگی قاطی اند خوب و بد و نیک دل و اهرمن بر لب شان می رود از حق سخن کیست که فرق حق و...
-
کار آسانی است یوسف را به چاه انداختن
چهارشنبه 13 فروردینماه سال 1399 00:44
کار آسانی است یوسف را به چاه انداختن جرم را بر دوش گرگ بی گناه انداختن آب را گل کردن وماهی گرفتن ساده است بی بهانه می شود جنجال راه انداختن جنگ های خان ومان سوز جهان را می شود گردن مردم به جای میل شاه انداختن با نمازی که ریا کاری بود شالوده اش مردمان را می شود در اشتباه انداختن می شود با برق ناچیزی که از سنگی جهد آتشی...
-
از زمین و آسمانها گرگ می تازد به دشت
یکشنبه 10 فروردینماه سال 1399 13:30
از زمین و آسمانها گرگ می تازد به دشت گوسفندان در تماشا ، گرگ می تازد به دشت نو شبانها گله را بر حال خود ول کرده اند غافل از احوال دنیا ، گرگ می تازد به دشت گرگها را غفلت چوپان به وجد آورده است از فراسوهای صحرا ، گرگ می تازد به دشت رد خون جاری شده در مرتع سبز چرا مثل باران ، سیل آسا ، گرگ می تازد به دشت بره ها غافل از...
-
رباعی
یکشنبه 10 فروردینماه سال 1399 13:19
از غربت ودرد بی کسی دلگیرم از زندگی بدون تو ، من سیرم در این قفس تنگ که نامش عمر است هر روز هزار مرتبه می میرم !
-
خسته ام ازشهر ، دشت باز میخواهد دلم
یکشنبه 10 فروردینماه سال 1399 13:17
خسته ام ازشهر ، دشت باز میخواهد دلم مُرد روحم در قفس ، پرواز میخواهد دلم چون غریبان وطن گم کرده ام در این دیار خانه بسیار است ، روی باز میخواهد دلم در خیابان جز هیاهویی غلط انداز نیست کوچه باغی غرق در آواز میخواهد دلم هیچکس چو ن آشنایان با دلم بازی نکرد از تبار دشمنان همراز می خواهد دلم در هوای زیر صفرم عاشقی ، یخ می...
-
تا نوگل پژمرده می آرند ، در این شهر
شنبه 9 فروردینماه سال 1399 15:14
تا نوگل پژمرده می آرند ، در این شهر جانهای غم آزرده می آرند ، در این شهر از باغ وطن ، جای گل و لاله و سنبل هی طوطی افسرده می آرند در این شهر انگار قیامت شده ،در صور دمیدند پشت سر هم مرده می آرند ، در این شهر از کارگه کوزه گر دهر دمادم دلهای ترک خورده می آرند ، در این شهر طوفان گل رعنا به زمین ریخت فراوان بس غنچه که...
-
تقصیر کسی نیست که ویروس زیاد است
جمعه 8 فروردینماه سال 1399 17:47
تقصیر کسی نیست که ویروس زیاد است دولت چه کند ؟ بس که بد و لوس زیاد است انگار که درد کورونا شوخی و طنز است چون مشتری جا ده چالوس زیاد است امروز حرام است سفر رفتن وتفریح چون که پس از آن حسرت وافسوس زیاد است بوسیدن عیدانه بود سخت خطرناک زیرا خطر مردن با بوس زیاد است گفتند به ما که همه در خانه بمانید از ترس خطر آدم محبوس...
-
دوست دارم غزل از عید بگویم ، چه کنم ؟
سهشنبه 5 فروردینماه سال 1399 20:20
دوست دارم غزل از عید بگویم ، چه کنم ؟ کمی از این همه تردید بگویم ، چه کنم ؟ دوست دارم که به دیدار عزیزان بروم از بهاری که نخندید بگویم ، چه کنم ؟ به طبیعت بروم تا نفسی تازه کنم با گل از خنده خورشید بگویم ، چه کنم ؟ از پرستوی مهاجر که نیامد امسال مانده در غربت تبعید بگویم ، چه کنم ؟ عید امسال رقم خورده قضا جور دگر جای...
-
نوروز 1399 مبارک باد
سهشنبه 5 فروردینماه سال 1399 20:18
سال ، نو می شود اما دل ما غمگین است عامل این همه غم هدیه نحس چین است نود وهشت پر از مشکل و بدبختی بود سال نو وای که از اول عیدش این است کورونا ریخته بر هم همه سنت ها حفظ جان اهمیتش بیشتر از آیین است چاره تسلیم و رضا هست در این وانفسا آدمی سالم اگر بود ، جهان شیرین است غم اگر هست ، نشاطی به دل آدم نیست خواب خوش حاصل...
-
بمب کووید 19
سهشنبه 27 اسفندماه سال 1398 23:52
افتاد بر جان بشر مانند اختاپوس از کشور چین بر جهان ، یک درد نا مانوس دردی که دنیا را تکان داد و سرایت کرد انسان به انسان ،منتقل شد نوعی از ویروس بمب « کووید نوزده » از آسمان افتاد پیچید درگوش جهان از مرگها، ناقوس ناچار وقتی پخش می شد در تن دنیا بر کشور ما پاره ای افتاد از آن منحوس ناپاکی خود را به جسم و جان میهن ریخت...
-
کشور محترم چین به خدا ! غم داریم
شنبه 17 اسفندماه سال 1398 22:52
کشور محترم چین به خدا ! غم داریم مرگ تولید نکن ما خودمان هم داریم ! کورونا چیست که تولید و صادر کردی چه کسی گفت که ما دغدغه ای کم داریم ؟ خوردن مار وسگ و سوسک و خفاش ز توست ما برای خودمان بهتر از این سم داریم! جاده ها ، زلزله ، طوفان و حوادث یک سو سکته و مرگ مفاجاة و منظم داریم تازه دشمن که کمر بسته نابودی ماست پی دفع...
-
کورونا آمد و یک عده گرفتار شدند
شنبه 17 اسفندماه سال 1398 22:51
کورونا آمد و یک عده گرفتار شدند ناخود آگاه در این واقعه بیمار شدند چینیان غائله مرگ مهیا کردند باعث و بانی دردسر بسیار شدند کس نفهمید چه کردند که دنیا لرزید ناشر این همه ویروس دل آزار شدند مرگ تولید نمودند و صادر کردند صاحب بیشترین رتبه وآمار شدند یک نفر آمد و ویروس به ایران آورد مبتلایان پس از آن واقعه تکرار شدند کار...
-
گرگها در گله بودند و شبان را خواب برد
شنبه 17 اسفندماه سال 1398 22:48
گرگها در گله بودند و شبان را خواب برد کدخدا در خواب غفلت بود، ده را آب برد خواب خوش با مستی چوپان به هم آمیختند ثروت یک ایل را ، سیل شراب ناب برد هر چه از این ماجرای تلخ باقی مانده بود صبح فردا جای سهم خویشتن ، ارباب برد آن چه از گرگان زیاد آمد به سگها شد نصیب لاشه های نیمه جان و مفت را قصاب برد ده تهی شد از صفای جست...
-
نیمه شب که می شود ما شاعران گل میکنیم
سهشنبه 6 اسفندماه سال 1398 20:17
نیمه شب که می شود ما شاعران گل میکنیم هر چه بیخوابی رسد با جان تحمل می کنیم عشق را با هر چه احساس قشنگ و دلپذیر جا گزین مستی افیون و الکل می کنیم روح ما چون مست شد گرم سرودن می شویم می سراییم از دل و با جان تغزل می کنیم دختران شعر ما هر چند فرتوتند وپیر با حلول عشقشان حس تکامل می کنیم این غزل گفتن برای هیچکس نانی نشد...
-
همسان سازی حقوق بازنشستگان سیستم بانکی
سهشنبه 6 اسفندماه سال 1398 20:08
گر حقوق افزون نشد این را به فال بد نگیر با کم خود کن قناعت ، روی از ایزد نگیر آن که دندان می دهد نان می دهد محنت نخور بهر روزی بر دل خود غصه بی حد نگیر قسمت تو هر چه باشد می رسد از خوان غیب گر توانستی و زنگ خانه ات را زد نگیر یک دو روزی بر سر این سفره مهمانیم ما هر چه پیش آید خوش آید توشه جز مقصد نگیر روزی ما بیش از...
-
گر به فرقم می زنی ، شمشیر را از من نخواه
سهشنبه 6 اسفندماه سال 1398 19:56
گر به فرقم می زنی ، شمشیر را از من نخواه خود فراهم کن ، تفنگ و تیر را از من نخواه اینقدر با من سخن از طعم آزادی نگو گر به زندان می بری ، زنجیر را از من نخواه حکم مشروعیت از هر کس که میخواهی بگیر نامسلمانم بدان تکفیر را از من نخواه جرم لازم نیست تا یوسف بیفتد توی چاه نا برادر چون شدی ، تقصیر را از من نخواه در شب کوتاه...
-
سلامم را اگر پاسخ نمی گویی
سهشنبه 6 اسفندماه سال 1398 19:45
سلامم را اگر پاسخ نمیگویی اگر سرما لبانت را به پاسخ وا نمی دارد و گرمای نفس های غزل داغت نمی سازد کمی طاقت بیاور تا بهار رفته در هجرت به همراه پرستو ها بیاید از سفر های زمستانی . و آنگه در به روی سینه تنگ تو بگشاید - و گلذانهای خالی از طراوت را صفا بخشد . اگر آن روزها من هم شهود سبز دنیا را - شهادت داد چشمانم سلامم را...
-
تا نیازی هست بر ما چون ، برادر می شویم
سهشنبه 6 اسفندماه سال 1398 19:31
تا نیازی هست بر ما چون ، برادر می شویم مثل فرزندان یک بابا و مادر می شویم دوستت دارم برادر ، کار بردی می شود خوش قد وبالا و خوش رقص و معطر می شویم بارک ا... ، آفرین ، احسنت ، کاری میکند بر دل مشتاق ما که زود باور می شویم هر گرفتاری که باشد زود باید حل کنیم گرنه مسئول خدای حی داور می شویم بر زمین باری اگر افتاده ، حتما...
-
یک عمر دویدیم و به مقصد نرسیدیم
پنجشنبه 24 بهمنماه سال 1398 18:48
یک عمر دویدیم و به مقصد نرسیدیم جایی که خدا خواست و باید نرسیدیم اطراف جهان پرسه زدیم از سر فطرت اما به صفاخانه سرمد نرسیدیم کالای دل خویش نشد تا بفروشیم شهری که دل تنگ بخواهد ، نرسیدیم هر کس به نیاز دل خود دلبر ما شد بر آن که به ما یک دله باشد نرسیدیم گفتیم به سوی سفر مرگ نرانیم بر مخرج این جاده ممتد نرسیدیم هر جا که...