-
سلام بر امام رضا(ع)
دوشنبه 1 مردادماه سال 1397 19:23
ستاره می چکد از گنبد طلایی تان نشان راه بُوَد ، برق روشنائی تان همیشه درب حرم روی زائرانت باز به سوی قرب الی الله ،رهنمائی تان دل تمام خلایق به سمت تان جاری چه افتخار بزرگی بود گدائی تان کبوتری که به گنبد نشینی ات آمد تمام بال و پرش می شود هوائی تان اگر ز حال غریبان خسته می پرسی شکسته دل شده اند از غم جدائی تان بزن به...
-
غرل- برای خاطر دنیا دلم نمی گیرد
سهشنبه 19 تیرماه سال 1397 00:11
برای خاطر دنیا دلم نمی گیرد از این هوای غم آلوده هم نمی گیرد به عشق آن که گذرمیکنم از این وادی و می رسم به خدا و حرم ، نمی گیرد اگر چه فاصله ، بسیار و راه طولانی است رونده بوی سکون و عدم نمی گیرد مسافری که سبک می رود به سوی وطن ز رنج راه دلش بوی غم نمی گیرد چرا به کوله سنگین خویش می نازد نشسته ای که قدم از قدم نمی...
-
شاعر دلتنگ
سهشنبه 2 خردادماه سال 1396 00:12
یادی از شاعر دلتنگ خودت گاهی کن لا اقل تکیه به فرهنگ خودت گاهی کن سحری ، نیمه شبی ، وقت نمازی ، روزی یادی از مرغ شباهنگ خودت گاهی کن عشق تو گرچه گناهیست که از من سر زد رحم برخسته در چنگ خودت گاهی کن وعده وصل به فردای قیامت مفکن یادی از منتظر زنگ خودت گاهی کن
-
کلام آخر
سهشنبه 5 اردیبهشتماه سال 1396 17:29
حال من و هوای تو از جنس دیگر است اما همین که قهر نباشیم بهتر است شاید دوباره روزی از این روزهای سرد دیدی دلت میان دل من شناور است آن وقت هی بغل کنی وبپیچی مرا بخود باور کنی دلم برای دلت حرف آخر است من هرگز از تو دور شدن را نخواستم تصمیم گیر من و شما حی داور است تسلیم امر حق نشدن بی نزاکتی است اما همیشه گوش دل عاشقان...
-
بی تو
یکشنبه 5 دیماه سال 1395 00:34
من بی تو در غریب ترین لحظه ها گمم محتاج برق روشنی از یک تبسمم ظرف بهانه های من از گریه ها پر است در ورطه سکوت نگنجد تلاطمم از من نپرس با دل تنگم چه می کنم تنها جرقه ای تو بزن در تراکمم از من امید شعر وغزل می بری چرا ؟ شور کدام حس قشنگ است اهرمم ؟ اما به رسم حادثه در من طلوع کن شاید که وا شود گره ها از تکلمم !
-
دوبیتی
دوشنبه 15 آذرماه سال 1395 18:31
محرم و صفر از بین ما رفت غم و اندوه از آل عزا رفت بزن بشکن که فردا روز عیده خدا را شکر که رنج و بلا رفت
-
کُل کبوتران جهان صف کشیده اند
شنبه 13 آذرماه سال 1395 23:28
دورم ولی هوای تو را می کشم نفس در من مباد غیر هوای تو هیچکس دارد امید نازک من پاره می شود خود را به سمت من بوزان قدر یک نفس تنها نه من که عشق تو در سینه منست بلکه تویی در عالم ایجاد ، مُلتَمَس دارد زمانه جان مرا سخت می مکد ترسم ز کام او رود این طعم تند وگس از شام بی ستاره دنیا دلم گرفت تا کی حجاب میکنی ای صبح دیر رس ؟...
-
حس عاشقی
چهارشنبه 10 آذرماه سال 1395 18:06
عاشقی حس عجیبی است که در اینجا نیست مثل بوییدن سیبی است که در اینجا نیست سوز وسازی که در این چند غزل می بینی قصه مرد غریبی است که در اینجا نیست دل بیمارمن از آدمیان نومید است سخت محتاج طبیبی است که در اینجا نیست به تمنای تو با رنج جهان خو کردم بهره ام حظ و نصیبی است که در اینجا نیست در دلم درد شب آخر یک اعدامی است...
-
کربلا برویم
چهارشنبه 10 آذرماه سال 1395 16:54
کاش با هم به کربلا برویم یا نه هریک جدا جدا برویم به زیارت اگر نشد که نشد جنگ با دشمن خدا برویم تا دم مرگ داعش ملعون عشق را تا به انتها برویم زندگی غیر عشق چیزی نیست دست خالی نگو کجا برویم ؟ فرصت عاشقی همین حالاست از کفت میرود . بیا برویم دست من را بگیر در دستت همتی کن جدا چرا برویم
-
دوبیتی
چهارشنبه 10 آذرماه سال 1395 16:47
مرا با خیال خودت گرم کن بپیچان به شال خودت گرم کن زمستان سختت مرا میکشد ببر زیر بال خودت گرم کن !
-
دوبیتی
پنجشنبه 4 آذرماه سال 1395 22:52
ننه سرما ! سلام اینجا چه سرده نمیدونی هوات با ما چه کرده برا چی میکنی اوقات تلخی ؟ عمو نوروز کجاست دورت بگرده ؟ ********** زمستون ، منقل وآتیش عزیزه بخاری ، گازی و نفتیش عزیزه هوای شهر ما که زیر صفره سفر سمت جنوب و کیش عزیزه ********** دل ما بی حضورت ، سوت وکوره یه روستا ، پشت قافه ! دورِ ، دوره درسته چیزایِ قابل...
-
دوبیتی های زیر صفر
چهارشنبه 3 آذرماه سال 1395 16:35
زمستون چای و کرسی حال میده و حالم رو بپرسی حال میده میگم آتیش بریز تو منقل عشق بهت ممنون و مرسی حال می ده ******** سلام بی جوابم تو هوا مُرد چرا پنهان کنم ؟ تو ذوق من خورد چکارت می شه کرد ؟ دست خودت نیست ننه سرما دلت رو با خودش بُرد !
-
غزل - برای تو نگه میدارم این یک جای خالی را
پنجشنبه 27 آبانماه سال 1395 00:23
ندانستم که ترکم میکنی چون معتبر گردی رهایم میکنی تا با هوسها همسفر گردی گمان میکردم از نو زندگی لبخند خواهد زد می آیی تا شب تاریک روحم را سحر گردی من خوش باور از برق نگاه تو نفهمیدم نمی خواهی به من از دیگران دلبسته تر گردی شکوه عشق می آمد دلت را روشنا بخشد چرا ناگاه ترسیدی که از من شعله ور گردی ؟ دلم ماند و خیال...
-
رباعی
یکشنبه 16 آبانماه سال 1395 23:11
تقدیر من این بود که عاشق باشم در گیر دل وعقل و علایق باشم با عقل دل سرکش من راه نرفت بگذار که دیوانه لایق باشم .
-
چرا پیر میشویم ؟
پنجشنبه 22 مهرماه سال 1395 23:26
همه انسانها روزی به دنیا می آیند و مدتی معین در این جهان زندگی میکنند و در نهایت روزی از این دنیا می روند . خداوند متعال برای هر یک از ما طول عمر معین و معلومی را رقم زده که جز ذات پاکش هیچکس از آن آگاه نیست ولی آنچه مسلم است این است که به طور معمول بسیاری از انسانها کم کم از جوانی به پیری متمایل شده و سرانجام در...
-
شهر غریب
چهارشنبه 10 شهریورماه سال 1395 23:39
شهر از یاران تهی شد ، خانه از لبخند بی طمع ، احوال آدم را نمی پرسند هیچکس حتی نمیگوید خر تو ، چند ؟ جای من بودی چه میکردی ؟ توی این دنیای درهم برهم ، فارغ ز قید و بند ؟ **** چاله ها در چارسوی راه انسان است سنگهای زیر پا اینجا فراوان است رهروان را سخت می آید رو به اندوهی که میبینی ، سرازیرم خسته ام ، آزرده ام از هر که...
-
رباعی
جمعه 11 تیرماه سال 1395 23:59
تنها و غریب وخسته ام آقاجان درمانده و دل شکسته ام آقاجان احوال دل مرا اگر میپرسی دریای به گل نشسته ام آقاجان
-
دو برادر
یکشنبه 6 تیرماه سال 1395 15:21
دو برادر بودند که یکی بسیار عبادت خدای میکرد ودیگری ضمن انجام واجبات خدمت مادر مینمود . شبی آن که عبادت خدای میکرد قیامت را در خواب دید و از خدای عزوجل خطاب رسید که برادرت را بخشیدیم و تو را نیز به برادرت بخشیدیم ، برادر عابد به خداوند اعتراض کرد : که بار خدایا عمریست که شب و روز عبادت تو را کردم ورنج طاعت تو را بردم...
-
امانتی که نزد ماست
دوشنبه 2 فروردینماه سال 1395 16:06
امانت در حال اندیشیدن به واژه امانت بودم که ناگهان حجم عظیمی از مفاهیم مربوط به آن در ذهنم فوران کرد و با انبوهی از تفکرات و نتایجی روبرو شدم که تا قبل از این هرگز اینگونه با آن روبرو نشده بودم . میل دارم ساده تر صحبت کنم تا شما را هم در افکار خود شریک سازم : امانت به زبان ساده و خودمانی یعنی این که چیزی یا شیئی متعلق...
-
سال 1395
دوشنبه 2 فروردینماه سال 1395 16:03
سال 1395 فرارسیده و با خود بوی گل و شادی و بهاری دلپذیر را به همراه آورده است امیدوارم که همه هموطنانم و همه محبان ولایت چه در ایران وچه هرجای جهان که هستند ، با تمام وجود این عطر دل انگیز را حس کنند و خداوند متعال را پشتیبان خود داشته باشند .
-
دوبیتی
یکشنبه 27 دیماه سال 1394 11:41
اینم از بازیهای سرنوشته که دنیام بی تو زشت ِ زشتِ زشته ولی با تو ، تو زندونم که باشم برام زیبا تر از باغ بهشته !
-
شعر مناسب برای مجلس عروسی
شنبه 26 دیماه سال 1394 16:49
سرود مناسب برای قرائت در جشن عروسی به جای آهنگهای مبتذل که متضمن احادیث اسلامی نیز میباشد بر وزن ضربی : دام دارام دام دام دام دارام دام دام مهمانان میتوانند مرحبا داماد را تکرار کنند جشن عروسی بس مبارک باد جشن دامادی بس مبارک باد مرحبا داماد مرحبا داماد مرحبا داماد مرحبا داماد از خدا خواهیم دائماً باشید در مسیر حق خرم...
-
قضاوت
دوشنبه 14 دیماه سال 1394 19:53
قضاوت هر ملتی ویژگیهای خاص خود را دارد اعم از مهربانی ، مهمان نوازی ، تعصب ها ، علاقه ها ، رشادت ها و جز اینها و خلاصه تمام صفاتی که یک انسان ممکن است داشته باشد در یک ملت نیز متبلور می گردد . گاهی این ویژگیها ذاتی بوده و گاهی نیز به مرور زمان تحت شرایط حاکم بر یک جامعه با اکتساب حاصل میگردند . یکی از این صفات که...
-
غروب جمعه
شنبه 12 دیماه سال 1394 16:40
هیچ روزی غم انگیز نیست و تمام روزها مانند یکدیگرند اما ما به جهت اینکه در غروب جمعه شرایط روحی خاصی داریم گاهی دچار غم خاصی میشویم و فکر میکنیم که عصر جمعه دلگیر است در حالی که اینگونه نیست و حالات خاص ما باعث حس غربتی میشود که به اشتباه آن را به غروب جمعه نسبت میدهیم . در واقع باید بدانیم که نامگذاری روزهای هفته را...
-
دوبیتی
جمعه 11 دیماه سال 1394 19:15
دلم مُرد و حروم شد پا رفیقا فنا شد زندگانیم با رفیقا کسی احوالمو آخر نپرسید امان از نا رفیقا ، نا رفیقا
-
دستهایت
دوشنبه 7 دیماه سال 1394 19:21
دستهایت نمی رسد ؟ باشد ! از خیالت مرا لبالب کن آتشت را بریز در جانم ، هستی ام را کمی مرتب کن ! روزهایم کسل کننده شده ، و شب انتظار طولانی است شهرزادم بشو و قصه بگو ، و شبم را هزار و یکشب کن من برایت همیشه می میرم ، تا بیایی و زنده ام سازی ولی از تو نخواستم که بمیر ! نازنین ، لا اقل کمی تب کن تا دلم خوش شود به آمدنت ،...
-
سالهای اتش
شنبه 5 دیماه سال 1394 19:19
گر چه همواره سعی دارم مطالب نو و تازه بنویسم آما این بار غزلی از مجموعه « یک سبد نسرین تقدیم می دارم : در اوج میپریدم با بالهای آتش وقتی که با تو بودم در سالهای آتش در کوچه های جانم همواره می رمیدند اسبان وحشی عشق ، با یالهای اتش دیوانه وار دل را ، هر قدر می رهاندم سوی تو می کشیدند ، چنگالهای آتش یادش بخیر وقتی ، از...
-
دوبیتی
یکشنبه 29 آذرماه سال 1394 18:29
نمیدونی سفر رفتن چه سخته اونم با چشم تر رفتن چه سخته به عمق غربتی سرد و غم آلود یهویی بی خبر رفتن چه سخته ××××××××××× غزال خسته ای بودی ، رمیدی نمی دونم به دستانم چه دیدی بیابانها دویدم در پی تو دلم را تا به هندوستان کشیدی ×××××××××× نمیخواستم برم ، اما یهو شد نفهمیدم خودم هم که چطو شد فقط تا چشم وا کردم به دنیا دلم...
-
آغاز امامت حضرت صاحب الزمان مبارک باد
یکشنبه 29 آذرماه سال 1394 17:59
عاقبت پرده ز تصویر تو خواهد افتاد به جهان لرزه تکبیر تو خواهد افتاد کعبه تشریف یدالله به خود میگیرد هر چه بت هست به تدبیر تو خواهد افتاد علم عدل تو را باد صلا خواهد داد پرچم ظلم به شمشیر تو خواهد افتاد عقل با آمدنت مات و خجل خواهد شد عشق در دست جهانگیر تو خواهد افتاد باور پیر جهان را تو جوان خواهی کرد شعله در خرمن...
-
بوی خوب کاهگل
پنجشنبه 12 آذرماه سال 1394 22:29
شهر از یاران تهی شد خانه از جانانه ها کوچه ها لبریز شد از لهجه بیگانه ها مردن احساس از سنگ و بتن آغاز شد بوی خوب کاهگل جا ماند در ویرانه ها پیش ازین لبخندها کمرنگ و تزویری نبود گرم بود از آتش دلها ، هوای خانه ها دوستی ها جلوه هایی داشت ناب و دلپذیر دشمنی قانون خود را داشت در سامانه ها خانه همسایه ها ، بازارهرهمسایه...