-
جهان دور وبر را خوب دیدیم
سهشنبه 24 خردادماه سال 1401 16:37
جهان دور وبر را خوب دیدیم به کارش چرخه ای معیوب دیدیم به جای خدمت از خدمتگزاران میان چرخ مان هی چوب دیدیم کسی که حرف حق می زد همیشه به زندان رفته و مغضوب دیدیم میان آستینِ حرف زن ها همیشه دسته جاروب دیدیم خیانت کارها را بر سر کار به رسم رابطه منصوب دیدیم نگهبان ها شریک دزد بودند امانت دار را مغلوب دیدیم بنای استواری...
-
رباعی در مدح مولا علی ع برای افتتاح و اختتام مجالس مدح و سخنرانی
سهشنبه 10 خردادماه سال 1401 23:52
اوقات گرفتن برات است بیا هنگام گذشتن از صراط است بیا بفرست تو بر علی و آلش صلوات یعنی که علی راه نجات است، بیا ***** مهر علوی راه نجات است بیا بر مرده دلان آب حیات است ، بیا بر روی زمین و آسمانها ، صلوات ارزنده ترین حسنات است ، بیا ***** ایام نزول برکات است ، بیا حق در پی تقسیم زکات است بیا سهمی اگر از لطف خدا می...
-
بر عشق بیا نام خریت بگذاریم
شنبه 7 خردادماه سال 1401 00:21
بر عشق بیا نام خریت بگذاریم بگذار بنا را به صداقت بگذاریم! تا کی به عناوین فریبنده و زیبا سر پوش بر این ترک هویت بگذاریم؟ جز دردسر از این دل دیوانه چه دیدیم تا جان به رهش ساده و راحت بگذاریم؟ عبرت نگرفیتم که از قصه آدم پا بر سر آن سیب فلاکت بگذاریم یک لحظه عنان را به کف دل بسپاریم یک عمر به اندوه و شکایت بگذاریم آرامش...
-
( این گرانی چاق ها را زود لاغر می کند )
پنجشنبه 29 اردیبهشتماه سال 1401 18:26
این گرانی چاق ها را زود لاغر می کند در هوا چون بادبادک ها ، شناور می کند نه نیازی به تِرِدمیل است نه رقص کمر مفتی ی مفتی کمرها را مقعر می کند آن شکم ها را که در اف ساید رفت از پر خوری بعد از این ها ، روبرو با سوت داور می کند سایز ها بی دردسر هر روز کمتر می شود هر که « باربی » شد خودش هم سخت باور می کند سفره ها کوچک...
-
مرغ هم دارد به ما نامهربانی می کند
پنجشنبه 29 اردیبهشتماه سال 1401 18:24
مرغ هم دارد به ما نامهربانی می کند ناز بیش از حد در این دور گرانی می کند! بر سلام هیچ کس پاسخ نمی گوید که هیچ تخم خود را هم فقط جای نهانی می کند چون به دست آوردنش این روزها مقدور نیست خرم و خوشحال دارد زندگانی می کند سالها مطلوب مردم بود ران و سینه اش حال با تخمش به ما چشمک پرانی می کند در عروسی و عزا هی سر بریدند از...
-
ای مدیر محترم ،گیرم که سلمان نیستی
چهارشنبه 17 فروردینماه سال 1401 12:14
ای مدیر محترم ،گیرم که سلمان نیستی اندکی انصاف ده آیا مسلمان نیستی؟ چند روزی کار ما دست شما افتاده است درد را می دانی و در فکر درمان نیستی؟ حق ما پامال می گردد به امضای شما لحظه ای آیا به فکر امر جبران نیستی ؟ بارها با صد زبان اتمام حجت کرده ایم ادعا دیگر نکن در متن جریان نیستی ! حضرت عالی به کار ما گره انداختی در پی...
-
با لحظه های مانده در آوار می سازم
چهارشنبه 10 فروردینماه سال 1401 15:47
با لحظه های مانده در آوار می سازم له می شوم اما تو را هموار می سازم آنقدر سنگینی که تابت را نمی آرم با هر فروپاشی خودم را خوار می سازم مثل بنایی که به هیچ عنوان قبولت نیست تخریب می سازی مرا هر بار می سازم از سردی بی مهریت یخ می زند جانم با این زمستان، هر چه هم دشوار، می سازم وقتی که لبخند تو مال دیگران باشد با اخم های...
-
یاد شهید « محمد طحان » از سمنان
چهارشنبه 10 فروردینماه سال 1401 11:34
در ره دین و میهن وقران شهدا گشته اند جاویدان دل به دریا زدند تا من و تو جان سالم بریم از طوفان عاشقانه به قلب جاده زدند تا ببندند راه نامردان راه را بر حرامیان بستند با سلاح توکل و ایمان از سر جان خود گذر کردند تا که خالی نماند این میدان با تمام وجود جنگیدند با سپاه مزور شیطان زین جهت هر طرف که می نگرم سرخ فام است خطه...
-
دارد از دور صدای قدمت می آید ( میلاد مولا صاحب الزمان نیمه شعبان 1443)
پنجشنبه 26 اسفندماه سال 1400 21:05
دارد از دور صدای قدمت می آید دل من می طپد و رو به غمت می آید وقتی از ماذنه ها عشق اذان می گوید عطر گیسوی بلند حرمت می آید هر چه از پای می افتیم در این راه دراز مددی از نفس محترمت می آید شک نکن از قدم ثابت یاورهایت هر که عاشق شده زیر علمت می آید هر کسی مُهر زده لوح وفاداری را شده از روز ازل هم قسمت ، می آید در الطاف تو...
-
تازه گر شصت و پنج هم باشد
شنبه 21 اسفندماه سال 1400 18:12
یک نفر گفت : مقرر کرده اند برنج درجه یک ایرانی کیلویی شصت و پنج هزار تومان به فروش برسد ، که فی البداهه طبعم این گونه گل کرد : تازه گر شصت و پنج هم باشد تو مپندار مفت و کم باشد پول آسان به کف نمی آید پنجه ای کو که بی ورم باشد تا ریالی به دست ما برسد چشم ها پر ز اشک غم باشد دل خونین به ما بگو چند است؟ گر طلا تابع گرم...
-
تمامت می کنم در خط پایان تو می میرم
جمعه 20 اسفندماه سال 1400 08:46
تمامت می کنم در خط پایان تو می میرم جلوی چشمهای مات و حیران تو می میرم شکوه آخرین لحظه نخواهد رفت از یادم سرم را می گذارم روی دامان تو ، می میرم سرودم آخرین بیت از غزلهای حضورم را و حالا در پی تکمیل دیوان تو، می میرم برایم زندگی معنای سبز با تو بودن داشت برایت گفته بودم در زمستان تو می میرم نوازش می کنم در آخرین لحظات...
-
از همه کس خسته ام، دیو، پری ،آدمی
پنجشنبه 19 اسفندماه سال 1400 00:10
از همه کس خسته ام، دیو، پری ،آدمی مانده نامردمان ، خسته دورهمی دم ز وفا می زنند ، طایفه بی وفا آن که جفا می کند، دم زند از همدمی صحبت هر مدعی، بوی ریا می دهد رفته از آداب خلق، حرمت کیف و کمی غیر جراحت نماند، در همه سینه ام زخمی زخمی شدم ، با همه محکمی در نفس سوخته ، طاقت فریاد نیست نیش نزن بر دلم، نیست اگر مرهمی سوختن...
-
دوبیتی
جمعه 29 بهمنماه سال 1400 19:28
عاشقت بودم و افسوس که حالی ت نشد مهر من چله نشین دل خالی ت نشد عشق آمدو به سیب دل تو دندان زد هر چه کوشید حریف غم کالی ت نشد . *** برو دنبال عشق دیگری باش پی آرامش و سایه سری باش در این شهرِ خلایق هر چه لایق به فکر یار از ما بهتری باش
-
میلاد مولا امیر المومنین علی علیه السلام مبارک باد
دوشنبه 25 بهمنماه سال 1400 19:23
تحت عنوان خلافت انحراف ایجاد شد بین مولا و موالی صد شکاف ایجاد شد صد گره در ریسمان امرحق انداختند پیچ و خم ها در مسیر راه صاف ایجاد شد مسند قدرت چنان جذاب بود و دلربا که برای سلطه بر آن ائتلاف ایجاد شد تا علی را بعد پیغمبر به عزلت افکنند در سقیفه جبهه اهل خلاف ایجاد شد امر حق تفسیر شد با رای باطل پیشگان در «حقیقت» تا...
-
سرود پیروزی انقلاب 22 بهمن 1400
شنبه 23 بهمنماه سال 1400 15:29
هوا بوی گلاب و عط .........ر باران می دهد امشب صفا بر آسمان صا..........ف ایران می دهد امشب به شام تار میهن نو.... ر ایمان جلوه بخشیده طلوع فجر بر هر غ ......صه پایان می دهد امشب مبارک باد پیروزی مبارک باد پیروزی شب بیست و دو بهمن خدا زد بر سر دشمن به تکبیر هزاران تن عیان شد مرگ اهریمن مبارک باد پیروزی مبارک باد...
-
آمدی با کبر و نخوت حال داری می روی (سیاست مداران نامردمی))
پنجشنبه 14 بهمنماه سال 1400 23:20
آمدی با کبر و نخوت حال داری می روی بعد چندین فتنه و اخلال داری می روی با شعار نخ نمای حل مشکل آمدی مردم ساده ، شدند، اغفال، داری می روی می توانستی خدا را از خودت راضی کنی دست خالی بعد چندین سال داری می روی تا توانستی به هر شیوه دل آزردی ز خلق بی دلیل و وجه و استدلال ، داری می روی از حقوق حقه اش، هر کس که دم زد،شمر شد...
-
رهنمودی تازه از اهل کرم حس می کنم
جمعه 24 دیماه سال 1400 19:12
رهنمودی تازه از اهل کرم حس می کنم بوی بنزین گران را باز هم حس می کنم صحبت عدل است و برخی تشنه اجرای آن همت اجراش را در هر قدم حس می کنم با گران کردن عدالت خوب اجرا می شود خوبی اش را سالها با پشت خم حس می کنم تا شود هر کس به قدر سهمش از آن بهره مند قطره چکانی فراز ملک جم حس می کنم بس که می گویند ما بنزین مفتی خورده ایم...
-
ما مگر خرد وکلان فرزند آدم نیستیم ؟
چهارشنبه 22 دیماه سال 1400 00:00
ما مگر خرد وکلان فرزند آدم نیستیم ؟ پس چرا در ارث آن حضرت منظم نیستیم ؟ شادمانی ها چرا سهم کسان دیگری است ما ولی جز وارثان درد و ماتم نیستیم عده ای اندک سهام بی شماری می برند عده ای بسیار هم جز وارث غم نیستیم حضرت آدم سلام الله چندین زن نداشت تا بگویم ناتنی هستیم و چون هم نیستیم روی دوش ماست هر چه زحمت ودردسر است وقت...
-
دل خسته ام از این که بگویم به تو هر بار
سهشنبه 16 آذرماه سال 1400 12:44
دل خسته ام از این که بگویم به تو هر بار نگذارکلامت بشود باعث آزار دم می زنی از عشق و محبت ولی افسوس هنگام عمل دشمن دیرینه ای انگار آتش ز لبت می چکد و زهر ز کامت چون باز کنی هر دو لب خویش به گفتار از این همه بی معرفتی در عجبم من کاری که گناه است، چرا این همه تکرار؟ عمری است که دل، سوخته از طعنه مردم تو داغ مضاعف ،به دل...
-
سرود مدرسه غنچه های زندگی شاهرود
دوشنبه 15 آذرماه سال 1400 16:32
دست ها در دست هم با تمام همّ و غمّ روزهای مدرسه از معلم های خوب ....... یاد می گیریم ما درس نون و والقلم . ... درس نون و والقلم درس ایمان درس تقوا پاسداری از ولایت از حرم ...... پاسداری از حرم نردبان علم را با شوق بالا می رویم تا ثریا می رویم تا درخشد در جهان نام بلند شهرمان شاهرود قهرمان بی محابا می رویم ..... بی...
-
پاچه خواری شیوه مردان بی پا و سر است
دوشنبه 15 آذرماه سال 1400 16:29
پاچه خواری شیوه مردان بی پا و سر است خوردن خون برادر، گوشت ِ یکدیگر است ای که نان خانه را با چاپلوسی می بری از دهان سگ گرفتن نان ، و خوردن، بهتر است زن و فرزندان تو نان نجس را می خورند تو گمان داری که پولت پاک و نانت اطهر است چند روزی که سواری روی دوش مردمان جایگاهت ظاهراً از دیگران بالاتر است اسب می تازی به روی جسم...
-
پلکها افتاده بر هم در هجوم گرم خواب
یکشنبه 25 مهرماه سال 1400 14:58
پلکها افتاده بر هم در هجوم گرم خواب آبها دارد می افتد همچنان از آسیاب غالب اوقات گردد لای پوشانی ولی می کند از درزها گاهی خبرها بازتاب روز روشن ثروت کشور به یغما می رود با جفای عده ای زالو صفت ، مومن مآب ارتباط شوم شان آنقدر که گسترده است نیست پاسخگو کسی بر بازرس یا ذیحساب هر که دستش می رسد گازی به ناحق می زند تکه ای...
-
ظاهرا جنگ تمام است نبرد ، اما نه
جمعه 16 مهرماه سال 1400 19:46
ظاهرا جنگ تمام است نبرد ، اما نه شعله های غم این غائله، سرد ، اما نه خانه هایی که تمام پسرانش رفتند از دل مادر دل سوخته درد اما نه بچه هایی که فقط عکس پدر را دیدند در شب حادثه با خویش چه کرد، اما نه از پدر آنچه که دیدند، همین یک جمله است می رود جان ز بدن ، غیرت مرد ،اما نه زیر عکس شهدا جمله زیبایی هست کج شود جاده ولی...
-
ای که در دل هوس بوذر وسلمان داری
جمعه 2 مهرماه سال 1400 23:28
در دل خودهوس بوذر وسلمان داری؟ فکر کردی به خدا هم بده بستان داری؟ شادی از آن که به یکتایی حق معتقدی؟ به خدا و به رسولان همه ، ایمان داری؟ بعد ایمان به خداوند و رسولان خدا التفاتی به دلت جانب قرآن داری؟ به معاد و به قیامت و جزا آگاهی ؟ میل سیر و سفر روضه رضوان داری؟ سخن از دوزخ و جنت چو شود می لرزی؟ دلی از خوف و رجا...
-
روز شعر وادب - بزرگداشت استاد شهریار
جمعه 26 شهریورماه سال 1400 19:55
رادیو ایران ، صدایی گرم، شعر شهریار با صدای حضرت استاد و ضرب آهنگ تار «آمدی جانم به قربانت» چه می گویی به حزن ؟ هر چه دل را می کنی در این حوالی بی قرار «شهریارا بی حبیب خود» چه غوغا می کنی می چکد انگار از هر بند آوایت، شرار در غزل هایت غم آهنگ غریبی خفته است عشق و غم انگار کرده در پناهت ، استتار بر سخن جان دادی و با...
-
27 شهریور روز شعر وادب - گرامیداشت استاد شهریار
جمعه 26 شهریورماه سال 1400 19:42
رادیو ایران ، صدایی گرم، شعر شهریار با صدای حضرت استاد و ضرب آهنگ تار «آمدی جانم به قربانت» که می گوید به حزن هر چه دل را می کند در آن حوالی بی قرار «شهریارا بی حبیب خود» چه غوغا می کند می چکد انگار از هر بند آوایش، شرار در غزل هایش غم آهنگ غریبی خفته است عشق و غم انگار کرده در پناهش ، استتار بر سخن جان داده و با نفخه...
-
چند رباعی
پنجشنبه 18 شهریورماه سال 1400 18:42
با رفتنت از زندگی خود ســـــــــــیـــرم در بـــــــــاغ جَنان هم بروم، دلگیرم چون شمع، نفسهام به یک نخ بند است آرام نفس بکش که من مـــــی میرم ! ___________ توفان شدی و بنـــــــــــد دلم را کندی همراه خودت به ناکـــــــــــــــــجا افکندی بعد از تو کدام غم مرا خواهد کشت؟ عکسی که در آن به روی من می خندی! ___________...
-
خریت و آدمیت
پنجشنبه 18 شهریورماه سال 1400 14:00
در یک تقسیم بدی ساده تمام امورانسانها در جهان هستی تحت دو عنوان کلی قرار می گیرد که سعادت و شقاوت انسان را سبب می شود و من آنها را با تعریف خودم « خریت» و« آدمیت یا انسانیت» نام می گذارم . معنای آن ها هم ، همان معنای عرفی آن است که همگان با آن آشنایی داریم یعنی خریت به معنای انحراف از راه راست و هنجارهای جامعه پسند و...
-
در سوگ مرحوم سید علی زعفری
چهارشنبه 17 شهریورماه سال 1400 01:02
تا که انسان بود ودنیا بوده است آدمی را داغ ها فرسوده است اُف بر این دنیا که با این زرق وبرق با پلیدی شهد آن آلوده است تا گرفتیم انس با اهل دلی رفته و بر درد ما افزوده است هر کسی که رفت آرامش گرفت آن که مانده ، ماندنش بیهوده است آن چنان تلخ است داغ « زعفری » که برایم زهر هم فالوده است زلزله افتاده در ارکان دل روح ما...
-
همه خوابند در این همهمه ، بیدار منم
یکشنبه 14 شهریورماه سال 1400 20:15
همه خوابند در این همهمه ، بیدار منم در تب و تاب تو و لحظه دیدار، منم انتظاری که به پایان نرسد ، جانکاه است آن که جانش برود در رهت این بار، منم! سخن از عشق تو گفتن نه به این سادگی است آن که عمری است خورَد چوب به اقرار،منم! هر بلایی به سرم عشق تو آرَد ، شادم پیچ و تاب آن که زند بر سر این دار،منم! به کلافی نتوان مشتری...