-
لطفاً انگشترتان را نچرخانید !
شنبه 30 آبانماه سال 1394 02:19
شاید شما هم برخی افراد را که در هنگام قنوت نماز انگشتر عقیق خود را چرخانیده و نگین آن را به سمت کف دست بر میگردانند دیده باشید من اولین بار که این عمل را از فردی آشنا دیدم برایم گفت که چرخاندن انگشتر در هنگام قنوت که چشم انسان به نگین عقیق بیفتد ثواب بسیار دارد و شاید چندین بار هم خودم این عمل را انجام دادم ولی برایم...
-
غزل مرثیه برای فاجعه مکه و منی
پنجشنبه 14 آبانماه سال 1394 15:48
حاجیان امسال هم احرام خونین بسته اند هم منا ، هم کعبه را ، با عشق آذین بسته اند حج ابراهیمی امسال رنگ خون گرفت با اجل ، قصابها ، پیمان سنگین بسته اند یک طرف در کعبه با افتادن جرثقیل عاشقان را زیر باران تبرزین بسته اند سوی دیگر ، بولهب های زمان ، ابلیس وار بی جهت راه منا را از سر کین بسته اند عید قربان را عزای اهل...
-
چرا حجاج در حادثه منی نتوانستند از زمین برخاسته و خود را نجات دهند ؟
سهشنبه 7 مهرماه سال 1394 17:49
برای تجزیه و تحلیل این موضوع علاوه بر مقداری اطلاعات علمی تجربه سفر حج تمتع نیز ضرورت دارد اما به طور اجمالی برای روشن شدن ذهن خوانندگان باید به نکات زیر توجه نمود و بدون توجه به این مقدمه نمیتوان تصویر صحیحی از چرایی این موضوع داشت : اعمال اصلی حج تمتع در هر سال از روز نهم ذیحجه که روز عرفه نامیده میشود آغاز میشود...
-
طبقه بندی انسانها
پنجشنبه 12 شهریورماه سال 1394 19:10
انسانها را میتوان در دسته بندی های مختلفی ، طبقه بندی کرد یکی از این دسته بندیها ، تقسیم انسانها بر مبنای ویژگیهای درونی وذاتی است مثلاً از لحاظ بهره هوشی یک طبقه بندی علمی ابداع شده و هر فردی را با آن می سنجند اما در کنار همه طبقه بندیهایی که در این باره وجود دارد من هم به یک طبقه بندی خاص دیگر معتقدم و خودم و...
-
تدبر در آیه 61 سوره انعام
چهارشنبه 3 تیرماه سال 1394 20:17
امروز هنگام تلاوت قران کریم در حالی که به آیه 61 سوره انعام رسیده بودم نکته ای توجهم را به خود جلب کرد که تا کنون به آن اندیشه نکرده بودم و برایم خیلی تازگی داشت : « و هوالقاهر فوق عباده و یرسل علیکم حفظه حتی اذا جاء احدکم الموت ، توفته رسلنا و هم لا یفرطون » او خداییست که قهر و اقتدارش مافوق بندگان است و برای نگهبانی...
-
چرا نماز صبح دو رکعت است ؟
پنجشنبه 14 خردادماه سال 1394 21:07
چرا نماز صبح دو رکعت است ؟ خیلی از ما این را شنیده ایم که عده ای به رکعات نماز صبح چون و چرا آورده و میگویند چرا نماز صبح دو رکعت است و سایر نمازها سه رکعتی و چهار رکعتی است ؟ افراد مختلف هم به اندازه دانش و درک و بینش و یا احساسات وافکار خود پاسخ های مختلفی به این مطلب میدهند اما من در این جا موضوع را از زاویه ای...
-
نیمه شعبان مبارک
پنجشنبه 14 خردادماه سال 1394 19:42
با غزل های نور می آید از افق های دور می آید ناگهان چون حلول سبز بهار با تمام غرور می آید سالها انتظار بر دوشش از دیار ظهور می آید با دلی مثل آسمان بهشت مثل روح بلور می آید دسته دسته ستاره می چیند از بلندای طور می آید گرچه ما می رویم , اما او پر شکیب و صبور می آید قاصدک ها چرا نمی آیید ؟ بوی سبز حضور می آید !
-
اگر دلتان گرفته است (از سروده های قدیمی)
چهارشنبه 13 خردادماه سال 1394 18:25
اگر دلتان گرفته است هوای لطیف نیمه شعبان را تنفس کنید هوا گرفته هم که باشد وقتی بوی او می آید ، انرژی مثبت فراوان میشود حالا من سرشار از مثبت بودنم سرشار از امید لبریز از اکسیژن خالص میخواهم هر چه گازهای مسموم در سیال زمان جاریست را به اکسیژن بدل سازم
-
دلم را هوایی نکن
یکشنبه 27 اردیبهشتماه سال 1394 19:34
دل ما را هوایی میکنی بار دگر , بانو ! به لبخندی که میبخشی بر این چشمان تر , بانو! نمک بر زخم دل میپاشی و یادت نمی آید پی مرهم کجاها میشوم من دربدر , بانو ! غروبم , گریه ام , دل تنگی ام , خونین جگر , بی تو افق واری سراسر آتشین و شعله ور , بانو! نمی دانم کدامین جذبه ام دور از تو می سازد مگر که جذر و مدی هست بی مهر و قمر...
-
دلم گرفته
یکشنبه 27 اردیبهشتماه سال 1394 19:24
دلم از این همه آداب نفس گیر گرفت از خیابان پر از نرده و زنجیر گرفت دود , آهن , هیجان , رنگ , نئون , بوق , چراغ شهر را همهمه ی آتش و آژیر گرفت بس که در دایره اُنس هوا سنگین شد همه جا بوی عجیب قفس و قیر گرفت همه سو شهر فرنگ است و عروسک بازار روحم از این همه بازیچه و تزویر گرفت عشق کاغذ شد و گل کاغذ و آدم کاغذ غلتک موج...
-
یک سبد لبخند
دوشنبه 24 فروردینماه سال 1394 18:21
غرق در دلواپسی هایی – دوست دارم یاورت باشم تا سحر چون جان شیرینم – در کنار بسترت باشم روی رخسار تب آلودت آب و آتش خوب میرقصند من چگونه میتوانم باز شاهد چشم ترت باشم ؟ هدیه ای ناقابل آوردم شانه های محرمم – آری کاشکی آنقدر پر وسعت , تا تکا فوی سرت باشم حق نداری بغضهایت را , بعد ازین در خود فرو ریزی ! گوش خواهم داد حرفت...
-
روزی هزار مرتبه
دوشنبه 24 فروردینماه سال 1394 18:20
روزی هزار مرتبه نه ! بلکه بیشتر می بینمت که پشت دری آی خیره سر ! یک لحظه هم به حال خودم وا نمی نهی آخر چه میکنی تو درین خاک شعله ور ؟ در بوریای کهنه دل چنگ میزنی ! نه ! لایق تو نیست اقامت درین کپر ! جان مرا بگیر بدم آمد از خودم عمر بدون عشق تو کوتاه – مختصر حرف از تو بود و این گله های همیشگی مثل همیشه اجر مرا میدهد...
-
لطفا با لبخند وارد شوید !
پنجشنبه 28 اسفندماه سال 1393 17:52
بعضی از فروشگاهها پشت شیشه ورودی خود برگه ای نصب کرده اند که شعار " لطفاً با لبخند وارد شوید " بر آن نقش بسته است ولی آیا با خود اندیشیده اید که این شعار در حقیقت توهینی به مخاطبان و ارباب رجوع آن فروشگاه می باشد ؟ در واقع صاحب فروشگاه به ما امر می کند که باید لبخند بزنیم در حالی که چه دلیلی دارد که به ما...
-
بادبادک
دوشنبه 10 آذرماه سال 1393 21:42
بادبادک خواست از بالا زمین را بنگرد ارک بم ، باغ ارم ، دیوار چین را بنگرد باد بردارد و هی بالا و بالاتر رود با نگاه ناقصش خلد برین را بنگرد فکر میکرد از خودش باید فراتر پا نهد تا که اوضاع جهان را بهتر از این بنگرد فکر میکرد از همه والاتر و بالاترست میتواند چون فضای دلنشین را بنگرد باد تا در غبغبش افتاد نخ هم پاره شد...
-
کودک معلول و معلمش
شنبه 8 آذرماه سال 1393 21:32
شادم که دارم یاد میگیرم بر دفترم نام تو را با شوق بنویسم شادم که یادم داده ای از جای برخیزم با دستهای ناتوان و جسم لرزانم از هرچه در دل دارم و هر چه می اندیشم آرام بنویسم ، از آب ، از بابا و از مادر از مدرسه ، از تو بنویسم از هر چیز می خواهم از مهربانیهای تو ، حتی ، درین دفتر من با مداد کوچکم خورشید می سازم در آسمان...
-
دنیای بد
پنجشنبه 29 آبانماه سال 1393 01:25
جهان بوی زمستان میدهد سرد است و ظلمانی هوا از گند اهریمن سراسر تیره و تاراست و طوفانی زمین دور خودش میچرخد و درگیر دور باطلی گشته در این گرداب حیرانی نفسهای پر از گند از دهان اهرمن جاری شرار نفرتش هر لحظه زخمی میشود کاری به قلب خسته و پر درد مردان و زنان کوی بیداری کسی چیزی نمی بیند کسی چیزی نمیگوید به غیر از اندکی...
-
دل من
شنبه 3 آبانماه سال 1393 16:54
هر سمت که رفتی دل من سوی تو چرخید بازیچه شد و با خم ابروی تو چرخید هر چیز دلت خواست و فرمود همان شد در رگ رگ من جذبه جادوی تو چرخید بوی غزل و جاذبه را در تن من ریخت تا باد و هوا در خم گیسوی تو چرخید چشمان تو هی چرخ زد و عشوه گری کرد چرخ دلم از چرخش ابروی تو چرخید گاهی به خرامیدن و گاهی به رمیدن عمرم به مدار رم آهوی تو...
-
یا صاحب الزمان
چهارشنبه 29 مردادماه سال 1393 22:40
عاقبت پرده ز تصویر تو خواهد افتاد ! به جهان لرزه تکبیر تو خواهد افتاد ! کعبه تشربف ید الله به خود می گیرد هر چه بت هست به تدبیر تو خواهد افتاد ! علم عدل تو را باد صلا خواهد داد پرچم ظلم به شمشیر تو خواهد افتاد در هوای تو ، نفس تنگی دل ، بی معناست عشق در دست جهانگیر تو ، خواهد افتاد ! کاش در عصر فراخوان تو ما هم باشیم...
-
غزه
دوشنبه 20 مردادماه سال 1393 12:19
غزه ، خرابه هایت آباد ! روزهایت دیر پای و شبانت گرم آتش و خون و خمپاره که هنور در زیر آوار نفس میکشی و خون سرخ شهیدانت را بر چهره سیاه مستکیران جهان تف میکنی و کودکان و زنانت جان می دهند و به خدایان خونخواره صهیونیستها تمکین نمیکنند ! غزه ! گرچه باغها و یستانهایت را طوفان هرزه پوی ویرانه می سازد وهر لحظه نفسهایت با...
-
عاقل آن است که اندیشه کند پایان را
پنجشنبه 5 تیرماه سال 1393 09:46
اتفاقات و ماجراها و سرگذشت هایی که برای ما انسانها ایجاد می شود یا بلاها و مصائبی که بر سرمان می آیدعوارض مختلفی را برایمان ایجاد می کنند که در دسته بندی های مختلفی میتوان آنها را قرار داد یکی از این دسته بندیها تقسیم بندی این آثار و عوارض از نظر زمان وقوع آن است یعنی آثار و عوارض فوری و آثار و عوارض غیر فوری . البته...
-
رباعی
دوشنبه 2 تیرماه سال 1393 19:42
آنان که رفیقان مجازی بودند اهل کلک و فریب و بازی بودند یک عده مغول به سرزمین دل من یک عمر به کار یکه تازی بودند ! ****** یک عمر به خویش و غیر دل سوزاندم بر درد همه دو دیده را گریاندم چون نوبت درد من شد از آن همه یار با درد بزرگ خویش تنها ماندم !
-
غزل
سهشنبه 27 خردادماه سال 1393 00:23
بهانه کن که مرا بیش ازین به هم بزنی کمی شتاب ! مباد از بقیه کم بزنی دلی شکسته که تاب و تب جریحه نداشت تو آمدی که بر آن وصله های غم بزنی تفالی بزن از دفتر غزلهایم که در تمام تماشای من قدم بزنی برای عشق تو با دیگران در افتادم خوش است حادثه هایی که تو رقم بزنی
-
ما و آرزوهایمان !
جمعه 23 خردادماه سال 1393 03:44
جهان هستی و نقش انسان در آن بسیار پیچیده تر از آن است که بتوان به آسانی در باره آن سخن گفت و با همه تلاشی که توسط اندیشمندان و عرفا و صاحبنظران از آغاز خلقت تا کنون صورت گرفته و بعد از این هم صورت خواهد گرفت تنها بخشی بسیار ناچیز از ان برای انسانها آشکار شده و بقیه مراتب آن همچنان بر ما نامکشوف باقی خواهد ماند چرا که...
-
چند نفر را می شناسیم ؟
سهشنبه 20 خردادماه سال 1393 23:27
این روزها جمعیت جهان شاید نزدیک به 8 میلیارد نفر باشد شاید هم کمی کمتر ولی زیاد فرقی نمی کند . تعداد آدمهایی که ما از این تعداد می شناسیم نسبت به کل جمعیت جهان خیلی ناچیز است و شاید چیزی به حساب نیاید شاید دو هزار نفر را بشناسیم یا کمتر و یا بیشتر . هنوز کسی آماری از این که چه تعداد انسان را دور وبر خود می شناسد ارائه...
-
دلم
چهارشنبه 10 اردیبهشتماه سال 1393 14:16
دلم غیر از تو ویاد تو از هر چیز میگیرد و حتی از سکوت ، این هاله غم خیز میگیرد نسیم یاد تو وقتی نباشی ، غم می انگیزد هوایت در سرم میپیچد و دل نیز ، می گیرد به عکست خیره میگردم که آرامم کنی اما درونم را هیاهویی ملال انگیز می گیرد من از شبهای بی ماهم به تو چیزی نمیگویم چه بارانها که از ابر دلم یکریز می گیرد ولی با این...
-
روز مادر یا روز زن ؟
شنبه 30 فروردینماه سال 1393 16:49
امروز ، یا فردا بهانه ای است برای آن که آن را " روز مادر " بخوانیم ! و خیلی ها مخصوصا ، خانم ها سعی دارند بگویند روز " زن " هم هست ! ولی فرق زیادی ندارد من می گویم : " هم روز زن و هم روز مادر " است ! برای آن که کادویی ناقابل تقدیم کسی که دوستش داریم کنیم بهانه لازم نیست ! من حرف دیگری...
-
خستگی های زمینی
جمعه 22 فروردینماه سال 1393 21:25
حرف زدن زیادی آدم راخسته می کند توی دنیای مجازی تنها کاری که میشود کرد همین حرف زدن است ! برای همین از دنیای مجازی بشدت خسته ام دلم میخواهد جایی بروم که نه برق باشد ، نه کامپیوتر ، نه هیچ نماد دیگری از تمدن جعلی امروزین ! چقدر خوشبخت بودند نسلهای قبلی ما که در اطراف خودشان هیچکدام ازین مظاهر پر زرق و برق زندگی امروز...
-
غزل
جمعه 15 فروردینماه سال 1393 20:41
از بس که ساده ام به پیامی دلم خوش است سودای پخته نیست ، به خامی دلم خوش است مثل نسیم بگذر و دستی تکان بده از راه دور هم به سلامی دلم خوش است حتی اگر ترنم چشمت نمی شود پلکی بزن ، بدون کلامی دلم خوش است ! از خنده ات تلاطم داغی به من ببخش در بزم تو به حرکت جامی دلم خوش است تسکین به کار عشق نمی خواهم از خدا با یاد تو به...
-
دوبیتی
یکشنبه 25 اسفندماه سال 1392 22:23
لبانت بر لبم تکرار می شد شکوهت بر تنم آوار می شد ولی بختی که عمری واژگون بود چرا هنگام مردن یار می شد ؟
-
بیا باهم
چهارشنبه 21 اسفندماه سال 1392 23:58
بیا با هم برقصیم فضاهای مجازی مال ما نیست صدای عشق در حنجره های خالی از احساس نمی پیچد ! موزیک الکترونیک ، تنها میتواند گوشهایمان را سنگین کند ، وقتی از باندهای چند هزار واتی پخش می شود ! من به صدای ویراژ موتور سیکلتها حال نمی کنم و چراغهای قرمز را فرصتی برای زندگی نمی دانم ! شهر پر از شلوغیست و دود و هیاهوی پایان...