-
پیرامون اشعار با گویش شاهرودی
پنجشنبه 15 دیماه سال 1401 20:08
با درود بر خوانندگان مطالب بنده و بینندگان محترم این وبلاگ لازم دانستم پیرامون اشعاری که با گویش شاهرودی در این وبلاگ منتشر میکنم توضیحی ارائه نمایم: نظر به این که فرهنگ غنی ایرانیان به جهت گستردگی این سرزمین پهناور ، متنوع و از سابقه ای تاریخی و کهن برخوردار است و با توجه به این که مدرنیته و تکنولوژی مرزها را زیر پا...
-
ظاهرا امشب تو هم دستت به کاری بند هست
جمعه 9 دیماه سال 1401 20:36
ظاهرا امشب تو هم دستت به کاری بند هست استکان بر دستی و بر دست دیگر قند هست در کنار دوستان مشغول چایی خوردنی گاه از این نشئه بر روی لبت لبخند هست غافل از این که کسی از راه دوری آمده که گمان دارد که بین او و تو پیوند هست مهربان مگذار حالم پیش چشمت بد شود دور از جان شما بی این سخنها گند هست! حفظ ظاهر کن و پیش من نما قدری...
-
رو به قلبت اگر دری می شد
جمعه 9 دیماه سال 1401 20:16
رو به قلبت اگر دری می شد حال من حال بهتری می شد دست هایم که توی دستت بود روزگارم چه محشری می شد لب من بر لبت که می رقصید با غزل چیز دیگری می شد در خمارت اگر می افتادم چشم های تو ساغری می شد که مرا مست مست می فرمود چشمه ناب کوثری می شد کاش در این هوای طوفانی سهمم از عشق ، لنگری می شد تا به هر موج زیر و رو نشوم کشتی ام...
-
هر که مشتاق حقیقت هست ،بسم ا... رحمن الرحیم
پنجشنبه 8 دیماه سال 1401 18:57
هر که مشتاق حقیقت هست ،بسم ا... رحمن الرحیم در دلش نور هدایت هست بسم ا... رحمن الرحیم دوست دارد هر کسی همراه ما باشد دمی پیرو پیر طریقت هست بسم ا...رحمن الرحیم آن که فرصت را غنیمت می شمارد هر نفس در پی کسب سعادت هست بسم ا... رحمن الرحیم کارها گر نام حق بر آن نباشد، ابتر است کار ما نشر روایت هست ، بسم ا.. رحمن الرحیم...
-
فرصت دیدن بده بر دیده دل تنگ ها
پنجشنبه 8 دیماه سال 1401 18:44
فرصت دیدن بده بر دیده دل تنگ ها چهره را پنهان نکن زیر نقاب رنگ ها منکران را با ظهور سبز خود منکوب کن واژه ها ی تازه معنا کن در این فرهنگ ها ناله های جان گزایی در جهان پیچیده است نغمه های خوش بخوان از پرده آهنگ ها در فراقت شیشه های عمر خیلی ها شکست بر که باید دادخواهی کرد از این سنگ ها؟ صبحگاهی موج طوفان اذانت می زند...
-
صدیقیم و صادق، چو آیینه ها
سهشنبه 6 دیماه سال 1401 22:48
صدیقیم و صادق، چو آیینه ها خوشا سینه صاف بی کینه ها نشستیم یک عمر با اهل ذوق گذشتیم از صافی سینه ها دل ما بجز عشق دردی نداشت دریغ از همان سوء پیشینه ها به جرم همان مختصر عاشقی کشیدیم رنج قرنطینه ها به تقویم ما شنبه ها گم شده نمانده به جز عصر آدینه ها طبیبی که ما را بفهمد نبود اسیریم در دست بوزینه ها نخوردیم جز نان پاک...
-
مرا به سالهای شروع خودت کشانیدی
یکشنبه 4 دیماه سال 1401 22:48
مرا به سالهای شروع خودت کشانیدی همان زمان که مرا بار اولین دیدی تنم پر از نفست بود و حس داغی که ز شرمگینی لبهای عشق من چیدی خیال می کنم امروز هم همانجایم همان که عشوه نمودی به روم خندیدی گذر نکرد زمان بی تو لحظه ای بر من اگر چه گاه به لبهام جان رسانیدی دوباره حس جوانی دمید در جانم دوباره در شب من تافت نور امیدی چگونه...
-
بین من و تو حدفاصل یک خیابان است
جمعه 2 دیماه سال 1401 19:50
بین من و تو حدفاصل یک خیابان است اما همین مقدار کم خیلی فراوان است من دوست دارم با تو باشم لحظه هایم را دنیا بدون تو فقط در حکم زندان است با وعده فردا و فرداها نکن خامم این حرفها مخصوص دوران دبستان است چیزی بگو که خوش نماید حال الان را کی دیده که فردای ما بهتر از الان است ؟ شاید برای تو نبودن ، غیر عادی نیست شاید...
-
دلگیرم از تمام خودم ، حس نمی کنی ؟
جمعه 2 دیماه سال 1401 00:02
دلگیرم از تمام خودم ، حس نمی کنی ؟ از مشرب و مرام خودم ، حس نمی کنی ؟ عمری دویده ام به تمنای روزگار اما نشد به کام خودم ، حس نمی کنی ؟ صبح شباب چون غزلی نیمه کاره ماند در فصل اختتام خودم ، حس نمی کنی ؟ هی پیله بافت دور دلم آز و آرزو افتاده ام به دام خودم ، حس نمی کنی ؟ دنیا و من ، زدیم دو جام سلامتی اما شکست جام خودم...
-
دل تنگ توام ، آه که دوری سخت است
پنجشنبه 1 دیماه سال 1401 23:45
دل تنگ توام ، آه که دوری سخت است در کار دل و عشق ، صبوری سخت است تشویق نکن مرا به عاشق ماندن دلدادگی غیر حضوری سخت است!
-
دوبیتی: دل تنگ و غم بسیار دارم
چهارشنبه 30 آذرماه سال 1401 22:29
دل تنگ و غم بسیار دارم شب چله هوای یار دارم بهش میگم میایی خونه ما؟ همیشه میگه که من کار دارم!
-
از قافله هر چه دویدم ، من عقب ماندم
سهشنبه 29 آذرماه سال 1401 22:53
از قافله هر چه دویدم ، من عقب ماندم در جاده های ناامیدی جان به لب ماندم عمری دویدم تا به فردایی رسم بهتر هر عصر محتاج دو قرص نان شب ماندم گفتند تو حرکت نما تا حق دهد برکت کشتم خودم را لیک، در راه طلب، ماندم انگار دیگر این روایت ها مجرّب نیست از این که تاثیری ندارد ، در عجب ماندم! تعطیل شد دنیای ما، از سالهای قبل پشت...
-
دوبیتی برای یلدای 1401
سهشنبه 29 آذرماه سال 1401 22:25
شب یلداش چطو میگی قشنگه کسی که تو گذرگاه پلنگه؟ ولی وقتی شما باشین کنارش دلش قُرصه که تو دستش تفنگه! ====== اگه هنگام صلحه یا که جنگه اگه سال خروسه یا نهنگه تو که باشی کنار سفره عشق فقط با نون خالی هم قشنگه! ====== کنار تو همه دنیا قشنگه نباشی تو، دل من تنگِ تنگه شب یلدای شاعر تو نباشی غزلهاشم فقط مُشتی جفنگه! ======...
-
زن ، زندگی ، آزادی
سهشنبه 29 آذرماه سال 1401 11:03
با لفظ، زن و زندگی وآزادی ای دوست مکن به نفع دشمن ، شادی بیگانه برادر نشود با من و تو در دام خیالات غلط افتادی!
-
هنندانم چره مین ولایت
چهارشنبه 16 آذرماه سال 1401 22:13
هنندانم چره مین ولایت هنوینیم نشانی از صداقت به هر کی هادنی دست رفاقت یه چیزی هنکنه یکهو به پاچت !
-
کلا بشتی سر ما باریکلا ( غزل با گویش شاهرودی)
چهارشنبه 16 آذرماه سال 1401 22:08
کلا بشتی سر ما باریکلا وا دو تا قل هوالله باریکلا بووردی مال مایه بی خجالت بخوردی مثل ملا باریکلا بخوردی وا قروت بالا شاکو زدی بعدش به حاشا باریکلا قرار ما نبه هاباشه اینطر کلابازی وا استا؟ باریکلا در افتیم ما زمین و تو بخندی یا وستاکی تماشا، باریکلا! بووردی مال مایه، نوش جنت نکن تعریف ،اما باریکلا! که رسم هنباشه این...
-
به جز خیال نجیبت در این حوالی نیست
چهارشنبه 16 آذرماه سال 1401 21:53
به جز خیال نجیبت در این حوالی نیست هوای زندگیم از غم تو خالی نیست برای گریه کدامین بهانه بهتر از این که جای خالی تو جای بی خیالی نیست تمام هفته من از غروب جمعه پر است برای شنبه شدن فرصت ومجالی نیست درون لاک خودم می روم که غم بخورم که نان هیچ کجایی بدین حلالی نیست به سنگ حادثه وقتی دلی ترک برداشت امید وصله بر آن کوزه...
-
ظاهرا امشب هوای حالت اصلاًخوب نیست
پنجشنبه 26 آبانماه سال 1401 22:38
ظاهرا امشب هوای حالت اصلاًخوب نیست کار ساز حال ناجورت می و مشروب نیست آن که داری انتظارش را همه شب می کشی از تلاطم های احوالت دلش آشوب نیست روزگار عاشقی های مدرن و تازه است چشم عاشقها برای هیچ کس مرطوب نیست بوی یوسف می دهد پیراهن صبرت ولی حیف که چشم تری ازحضرت یعقوب نیست دست بردار و دلت را پایمال او نکن انتظار آمدن از...
-
خواب دیدم طلا شده ارزان
چهارشنبه 25 آبانماه سال 1401 22:56
خواب دیدم طلا شده ارزان مثل اجناس دیگر ایران جنس های گرانِ تا دیروز شده مفت و مسلم و ارزان کار مردم گرفته رونق ها همه خوشحال و خرم و خندان دستهاشان پر است از کالا مشتری توی دکه و دکان از تورم کسی نمی گوید شده در خاطرات ما پنهان می شود با حقوق یک ماهم بروم مکه، کربلا، لبنان بخرم مرغ و گوشت و ماهی بخورم پسته های رفسنجان...
-
بچه سوسول (شکل آدم هاست گاهی هم ولی خر می شود)
یکشنبه 8 آبانماه سال 1401 22:25
شکل آدم هاست گاهی هم ولی خر می شود از خود خر گاه گاهی بلکه بدتر می شود دور از جان شما خلط هویت کرده است هر که اندرزش دهد از گوش ها کر می شود کارهایی می کند که خر هم از رو می رود روی سیال خریت ها شناور می شود در خیابان می زند تک چرخ گاهی با موتور پیش چشم دوستان محبوب ومحشر می شود کورس ماشین می گذارد در شلوغی های شهر...
-
هر زمان نام عید می آید
یکشنبه 8 آبانماه سال 1401 22:14
هر زمان نام عید می آید بوی عطر شهید می آید همره چیدمان سفره عید گریه های شدید می آید مادران شکسته دل اما یادشان از یزید می آید غصه جای خالی فرزند قبل سال جدید می آید بوی عطر حرم به هر کوچه هر کجا می روید ، می آید هر شهیدی که رفت جای او صد جوان رشید می آید وقتی از کربلا سخن باشد هر که قلبش طپید، می آید حق و باطل همیشه...
-
همیشه تا که برگردی نگاهی خیس و تر دارم
یکشنبه 8 آبانماه سال 1401 22:12
همیشه تا که برگردی نگاهی خیس و تر دارم چه میداند کسی که من درونی شعله ور دارم دلم جا مانده و تن را به زحمت می برم با خود غمی سنگین میان کوله و عزم سفر دارم تو تنها آدمی هستی که از دردم خبر داری چه می شد بار غم را با کمکهای تو بردارم شبیه سرنوشتی درهم و برهم رها هستم کسی هرگز نمی داند چه سوداها به سر دارم قفس جای قشنگی...
-
حرف آخر را همین اول بگویم بهتر است
شنبه 7 آبانماه سال 1401 22:05
حرف آخر را همین اول بگویم بهتر است دست بردار از سر من ،عاشقی دردسر است دوست دارم با تو باشم حیف که مقدور نیست زندگی هر چند زیبا ، با تو بودن محشراست! سالهای سال نقش خاطرم ، یاد تو بود یادگار توست هر نقشی که بر این دفتر است ! با خیالت تا سحر شب زنده داری می کنم آه از آن مستی که در هر جرعه این ساغر است بعد عمری لال بودن...
-
دل کندن از مقام و منزلت و پول، مشکل است
پنجشنبه 31 شهریورماه سال 1401 14:44
دل کندن از مقام و منزلت و پول، مشکل است خاصه برای آدم مسئول، مشکل است دنیا اگر چه دار گذار است و بی وفا ترک اش به عشق عالم مجهول ،مشکل است گرگی که می زند به گله در پی شکار چون پنجه زد ، کشیدن پنجول، مشکل است شیرینی مقام تا به مذاق کسی رسید لب بستن از خوراکی ماکول ، مشکل است آن که برای خدمت مردم قیام کرد ماند و نشد هر...
-
رباعی :از بس که جواز دفن آماده شده
پنجشنبه 31 شهریورماه سال 1401 14:43
از بس که جواز دفن آماده شده کار ملک الموت خدا ساده شده هر کس گذرش به ..... افتاد ترتیب وداع آخرش داده شده
-
غزل با گویش شاهرودی: مین دل من هر دم ، غم تخمشه دنپاشه
شنبه 12 شهریورماه سال 1401 23:23
مین دل من هر دم ، غم تخمشه دنپاشه وقتی هنوینمته ، حالم خب هنمباشه دنیا وا همه وسعت ، پیش نظرم خورده شارود که نگو بی تو از کوره دهاتاشه من تا تو ر بشناختم، حال من همینجوره این کاسه همن کاسه این آش همن آشه یادم هروه از غم وقتی که هوینمته بوور کن هنندانم رمز اگر، اماشه از وختی قدم بشتی، مین دل تنگ من پشت سر من هنگن یارو...
-
غزل به گویش شاهرودی: زندگیا بی مزیه یه کم بیا قر هادنیم
پنجشنبه 10 شهریورماه سال 1401 20:21
زندگیا بی مزیه یه کم بیا قر هادنیم از سر دیفال دلا مرغ غمه پر هادنیم یگ سرشه تو واسانو و یگ سرشه من هنگیرم غمه بگیریم از وسط بدرانیم جر هادنیم انگار کنیم عروسیه بزن بتو را بندازیم بخندیم و برقصیم و تویی به لمبِر هادنیم دمبل دیشو ، دمبل دیشو ، دیره و تنبک بزنیم راست هاباشیم کج هاباشیم، قنبلا ر فر هادنیم معلوم نیه که...
-
عاشقی نوع فریبنده ای از بیماری است
شنبه 5 شهریورماه سال 1401 23:21
عاشقی نوع فریبنده ای از بیماری است درد شیرین و قشنگی است که در دل جاریست اولش تاب و تب و شور و حرارت دارد آخرش زخم عمیقی است که خیلی کاری است در جهانی که کسی از ته دل یارت نیست دل به هر کس بدهی حاصل آن بیزاری است آدم از جهل به هر چاله و چاهی افتد رنج ها می برد آن کس که پی هشیاری است هر کسی ذائقه اش میل به حالی دارد...
-
رباعی
پنجشنبه 3 شهریورماه سال 1401 13:24
فرصت ز کفت رفت، زمان را دریاب از سیل فنا پیر و جوان را دریاب ما غرق شدیم و تو نکردی کاری از ما که گذشت، دیگران را دریاب!
-
باید این ناله به درگاه خدا هم برسد
پنجشنبه 9 تیرماه سال 1401 16:15
باید این ناله به درگاه خدا هم برسد شاید این درد به درمان و دوا هم برسد از غم و غصه ما هیچکس آگاه نشد مگر اقبال شما بر دل ما هم برسد بس که درهم شده اوضاع و شلوغی بسیار نیست گوش شنوا گر چه صدا هم برسد بر دل خسته خود زخم جفا ها داریم دردناک است اگر تیر خطا هم برسد این امانت که به دستان شما افتاده طعمه ای نیست که سهمی به...