-
غزه با خون می شود سیراب، وقتی آب نیست
چهارشنبه 24 آبانماه سال 1402 21:54
غزه با خون می شود سیراب، وقتی آب نیست دشمنان گر آب را بستند ، خون نایاب نیست کربلا یک روز بود و زنده مانده قرنها در فلسطین سالها در هیچ چشمی خواب نیست چهره ها با اشک و خون هر روز تزیین می شود عکس های هیچ کس ، آنجا بدون قاب نیست آتش و دود و غبار و خون به هم آمیخته آسمانش جای امن پرتو مهتاب نیست شهر را انبوهی از آوارها...
-
بگذار برآید به هوایت نفس من
شنبه 13 آبانماه سال 1402 16:06
بگذار برآید به هوایت نفس من ای تازه ترین تازه ی در دسترس من از آتش لبهای خودت شعله ورم کن سرد است زمستان شب بی قبس من خورشید نگاهت که بتابد به وجودم گل می دمد از طبع پر از خار وخس من لبخند بزن تا دهنم آب بیفتد طعم تو چه خوب است، انار ملس من! بگذار که در چادر تو باد بپیچد جاری بشود عطر تنت در هوس من خوب است که راهی...
-
عزیزم معذرت ، من آس وپاسم!
شنبه 13 آبانماه سال 1402 15:26
دوستی تقاضایی اقتصادی از من داشت، که فی البداهه این شعر در ضمیرم نشست: عزیزم معذرت ، من آس وپاسم! نگاهی کن به اوضاع قناسم! اگه پولی به دستم آمد از غیب بکارم مو به روی فرق طاسم!!
-
هر کی که وَن خِیزه ز جا ، حس هُنکنه که شاعره (با گویش شاهرود زیبا)
شنبه 13 آبانماه سال 1402 14:32
با عرض پوزش از همه عزیزان ، این غزل فقط مشقی است از گویش لطیف و دلنشین شاهرودی و قصد اهانت به هیچ بزرگواری مدّ نظر نبوده است: هر کی که وَن خِیزه ز جا ، حس هُنکنه که شاعره هر آدم یه لا قُبا، حس هُنکنه که شاعره بی درس و مَشخ و بی کلاس، چیزی هِنُنباشه کسی نه الف هِندانه نه با، حس هُنکنه که شاعره دور باشه از جُن شما ، خاک...
-
آبان که می شود، تو می آیی به خاطرم
جمعه 5 آبانماه سال 1402 20:57
آبان که می شود، تو می آیی به خاطرم هر« آن » که می شود، تو می آیی به خاطرم چشمان من نشسته به امواج اشکها طوفان که می شود تو می آیی به خاطرم در این هوای نم زده بی چتر مانده ام باران که می شود ، تو می آیی به خاطرم هر خانه ای که روی گسل می شود بنا ویران که می شود تو می آیی به خاطرم هر جا که می شود سخنی گفت و صحبت خوبان که...
-
بس که ذرات هوایت در سرم پیچیده است
یکشنبه 30 مهرماه سال 1402 23:17
بس که ذرات هوایت در سرم پیچیده است شیشه عطر تو انگاری مرا بوسیده است در تنم نبض خیالات تو جولان می دهد از هجومش، تاروپودم بارها لرزیده است! بس که حیران توام ،از خود فراموشم شده این جنون دائمی عقل مرا دزدیده است هر چه می گردم به دنبال تو، کم می یابمت این معما را دل سنگ تو مشکل چیده است احتمالش هست ، راه دیگری را می روی...
-
چیزی نپرس از شهر ، از مردان غمگین اش
شنبه 29 مهرماه سال 1402 21:54
چیزی نپرس از شهر ، از مردان غمگین اش جایی که رفته هر کسی در لاک سنگین اش اینجا پر از دود و دم و نفرت و ناچاری است خیلی تفاوت نیست ،در بالا و پایین اش هر کس نمایان می شود جوری که هرگز نیست پنهان شده هر کس به سیمای دروغین اش یک درد مزمن سالها افتاده در جانها دردی که امیدی نمی بینم به تسکین اش رنگ و ریا، تسخیر کرده ذهن...
-
خرج کن بمب و پهپاد و موشک، فرض کن کار آنها تمام است
شنبه 29 مهرماه سال 1402 14:07
خرج کن بمب و پهپاد و موشک، فرض کن کار آنها تمام است این تصور چقدر احمقانه است، مرگ آغاز فصل قیام است! هر چه خون بر زمین ها ببارد ، لاله ها بیشتر می شکوفند پشت هر بوته لاله سرخ ،کودکی تشنه انتقام است! غزه در انتهای خودش نیست، عاشقی خط پایان ندارد گر چه آوارها سد راهند ، ایستادن به زعمش حرام است! صهیونیسم و جنایت عجین...
-
واژه ها در گفتن این درد، گویا نیستند
پنجشنبه 27 مهرماه سال 1402 13:17
واژه ها در گفتن این درد، گویا نیستند در بیان تلخی این قصه، پویا نیستند غزه دارد زیر بار فاجعه له می شود شانه های خسته اش، دیگر توانا نیستند سبزه هایش سوخت و خاکسترش را باد برد غنچه های پرپرش دیگر شکوفا، نیستند از بیان صحنه های تلخ آنجا عاجزم دیدن آوار و خون و کشته، زیبا نیستند آتش و دود از نهاد خلق بالا می رود آتش...
-
بنیاد تو هر کار کنی ، سست و خراب است
دوشنبه 24 مهرماه سال 1402 12:01
بنیاد تو هر کار کنی ، سست و خراب است چون خانه نا امن تو، بر پایه آب است این سقف که روی سر تو، سایه فکنده مجموعه پیوسته ای از چند حباب است چیزی که به چشمان تو مفهوم ندارد آرامش و آسودگی ، لحظه خواب است آواره گی ات پاسخ آواره شدن هاست افسانه از نیل و فرات تو، سراب است از ظلم تو نه غزه و لبنان و فلسطین که جان همه مردم...
-
سنگ تبدیل به موشک شد وصهیون ، لرزید
سهشنبه 18 مهرماه سال 1402 15:12
سنگ تبدیل به موشک شد وصهیون، لرزید کمرش تا شد و از ضرب شبیخون، لرزید دهه ها بغض فرو خفته ،به جریان افتاد سیل و آتش شد و هر غاصب ملعون، لرزید خشم طوفان ، به تن خسته اقصی جان داد جبهه کفر از این حرکت موزون، لرزید سالها ظلم چنان رفته بر آن مظلومان کز پریشانی شان، قامت گردون لرزید نعره زد غزه و چون شیر به جولان آمد در ته...
-
با تو همیشه حال دلم، خوب می شود
یکشنبه 16 مهرماه سال 1402 14:22
با تو همیشه حال دلم، خوب می شود حتی میان ورطه غم، خوب می شود زنجیر عشق، تا که می افتد به پای دل عاشق دلش قدم به قدم، خوب می شود آدم چقدر، روحیه اش فرق می کند حالش که در هوای حرم ،خوب می شود باران التفات تو را ، می کنم طلب دشتی که تشنه است ، به نَم خوب می شود دردی نشسته بر دل من از محبتت این را بدان کنار تو هم ،خوب می...
-
دوست دارم با دلم گاهی مددکاری کنی
جمعه 14 مهرماه سال 1402 12:25
دوست دارم با دلم، گاهی مددکاری کنی عقل را بگذاری و احساس را یاری کنی آتش از برق نگاهت در وجود من زنی رودی از خورشید را در جان من جاری کنی دستهایم را بگیری در پناه دستهات بی پناهان را دمی، همذات پنداری کنی در حریر گیسوان خود، بپیچانی مرا مست و مدهوشم از آن ،جادوی هشیاری کنی خفته ام هر شب میان هرم رویاهای تو کاش فکر...
-
دلم از هر که بگیرد به تو وا خواهد شد
چهارشنبه 12 مهرماه سال 1402 22:52
دلم از هر که بگیرد به تو وا خواهد شد اژدهای غم من با تو عصا خواهد شد نفس پاکت اگر در نفس من بدمد این دل مرده به اعجاز تو پا خواهد شد راز لبخند ملیح تو نمی دانم چیست ؟ هر که مجنون نشود، سر به هوا خواهد شد گرهی را که زدی بر دل من باز نکن بادبادک به نخ پاره ، رها خواهد شد عشق، مانند نماز است که ساقط نشود هست بر گردن ما ،...
-
جهان یک روز ناچار است که زیر و زبر گردد
شنبه 8 مهرماه سال 1402 12:01
جهان یک روز ناچار است که زیر و زبر گردد فقط کافی است که خسته تر از این ها بشر گردد کسی باید بیاید تا جهان را منقلب سازد ورق هایی که بازی می شود امروز، بر گردد قواعد ناگهان تغییر خواهد کرد در بازی و هر کس برده تا آن روزها ، بازنده تر گردد شبی دست مشیت باز خواهد کرد درها را که صبح تازه ای در جان عالم مستقر گردد جهان در...
-
عطر تو را نسیم به سوغات برده است
یکشنبه 2 مهرماه سال 1402 23:29
عطر تو را نسیم به سوغات برده است از کربلا گرفته به شامات برده است از رد پای آسمانی تو چیده عشق را بذر بهشت را به ولایات برده است در کنج یک خرابه که از فیض حق شده دارالشفای کل خرابات ، برده است از معجزات توست که طفل سه ساله ای عشاق بی شمار به میقات برده است در بارگاه عرش، خداوند ذوالجلال نام تو را به رسم مباهات برده...
-
تا بشود زخم زبان می زنی
یکشنبه 26 شهریورماه سال 1402 20:42
تا بشود زخم زبان می زنی بر دل بی تاب و توان می زنی زهر کلام تو بسی جان گزاست عقربی و نیش به جان می زنی با همه ی عیب که در کار توست دم ز عیوب دگران می زنی کور خودت هستی و بینای خلق حرف از اصلاح جهان می زنی درد دلی هر که به نزدت کند تا ابدش زخم به آن می زنی تیغ به روح دگران می کشی ضربه به حال همگان می زنی محرم اسرار مگو...
-
حالم گرفته از همه دنیا ، بیا بریم ( سوگنامه شهادت امام رضا ع)
شنبه 25 شهریورماه سال 1402 11:30
حالُم گرفته از همه دنیا ، بیا بریم بیرون ازین هوای پر از «نا» بیا بریم جایی بریم که حال و هوا ما رِ خُب کنه آلودگی نُباشه به دلها، بیا بریم وا هم بریم مشهد آقا ، امام رضا عرض ادب به ساحت مولا، بیا بریم حتی اگه نشد که بُمانیم، یَه تُوکِّ پا واسه سلام دادن آقا، بیا بریم مایم بشیم زائر دل خسته ی حرم مایَم بشیم قطره به...
-
خالی ز نفسهای تو صبح و سحری نیست (سوگنامه شهادت امام حسن مجتبی علیه السلام)
جمعه 24 شهریورماه سال 1402 15:32
خالی ز نفسهای تو صبح و سحری نیست شک نیست که بی نور تو شمس و قمری نیست هر کس به هدایت برسد از اثر توست بی نور شما کوشش ما را ثمری نیست با این همه در غربت جانسوز بقیع ات از شمع و چراغی سر قبرت اثری نیست آنان که وفادار تو هستند، کجایند ؟ از مرثیه خوانان عزایت خبری نیست ؟ ای سید وسالار جوانان بهشتی امشب به بقیع تو چرا باز...
-
از تو می جویم مدد، مولا مدد (مدح مولا علی)
جمعه 10 شهریورماه سال 1402 21:35
از تو می جویم مدد، مولا مدد گر که خوبم یا که بد، مولا مدد عاشقم اما نمی دانم چه قدر؟ بی حساب وبی عدد، مولا مدد شوق تو هر لحظه در رگهای من همچنان خون می دود مولا مدد بر سر کویت پناه آورده ام ای که دستت می رسد، مولا مدد از کراماتت سخن ها گفته اند جمله ی اهل خرد، مولا مدد در تمام عمر خود نشنیده ام از کریمان دست رد ، مولا...
-
بین من و تو فاصله ها منطقی تر است
سهشنبه 31 مردادماه سال 1402 13:02
بین من و تو فاصله ها منطقی تر است آتش هر آنچه دورتر از پنبه، بهتر است آرامشی بدون دلهره ، پیدا نمی شود باور نکن که قصه ما جور دیگر است گفتم به عشق حال دلم خوب می شود بودن بدون عشق به مردن برابر است! با تو تمام باور من استحاله شد ای وای دل که چنین زودباور است دیگر چه حاجت است که پابند هم شویم کشتی کنار اسکله پابند لنگر...
-
جهان در انحصار دود هم باشد، تو می مانی ( در پاسخ به کافران قرآن سوز)
دوشنبه 23 مردادماه سال 1402 22:46
جهان در انحصار دود هم باشد، تو می مانی میان آتش نمرود هم باشد، تو می مانی تو را آنکس که نازل کرده خود محفوظ می دارد رسوم کافری مشهود هم باشد ، تو می مانی شیاطین جهان چون آتش افروزند و با آنها خود اهریمن مردود هم باشد، تو می مانی نگاه کورها خورشید را هرگز نمی فهمد به چشمانی که قیراندود هم باشد،تو می مانی تو نورلایزالی...
-
به جز مهر علی مهری، به جان و تن نمی گیرم
یکشنبه 15 مردادماه سال 1402 16:35
به جز مهر علی مهری، به جان و تن نمی گیرم سرِ بی عشقِ مولا را، برین گردن نمی گیرم به دامان ولای او زدم من پنجه دل را و تا صبح قیامت هم از آن دامن نمی گیرم نفس جز در هوای صبح دلجویش نمی خواهم به شهری غیر شهرِ یار خود، مسکن نمی گیرم به تصدیق غزل هایم ، ارادتمند مولایم اگر هم پس دهد مولا ، دلم را، من نمی گیرم! به دستم می...
-
محب اهل بیتم، دل از این باور نمی گیرم
شنبه 14 مردادماه سال 1402 14:43
محب اهل بیتم، دل از این باور نمی گیرم سراغ عشق را از منظر دیگر نمی گیرم به وقت آمدن در عمق جان من اذان گفتند به این معنا که دل از آل پیغمبر نمی گیرم به جز مهر علی با مهر دیگر بر نمی تابم دلی را که نثارش کردم از حیدر نمی گیرم اگر صد بار خاکستر شوم در آتش عشقش به غیر از زندگی زان تل خاکستر نمی گیرم صراط المستقیمی غیر حب...
-
شادم که در تمامی اوقات با منی
پنجشنبه 12 مردادماه سال 1402 22:46
شادم که در تمامی اوقات با منی هنگام ابتلای مهمات با منی در ترس و اضطراب و خطر در کنارمن تا دفع و رفع کل بلیات با منی وقتی که تارهای دلم پیچ می خورد من می شوم به واشدنش مات، با منی با هر اذان به سوی تو پرواز می کنم تا می وزد نسیم مناجات با منی روزی هزار مرتبه که می شوم تمام توزنده می کنی به کرامات، با منی گاهی به شک و...
-
هوای گریه دارُم ،محرمه، عزایه (نوحه سینه زنی به گویش شاهرودی)
جمعه 30 تیرماه سال 1402 14:15
توضیح : وزن عروضی این سروده ، مفاعلن مفاعل- مفاعلن مفاعل می باشد و می توان آن را با ریتم یک ضرب و سه ضرب اجرا کرد. به یاری و توفیق الهی ، در طول تاریخ شاهرود، این اولین نوحه ای است که به گویش شاهرودی سروده شده و به جهت ثبت و ضبط در تاریخ ، تقدیم علاقه مندان می شود، چرا که تا کنون کلیه مراسم مذهبی و حتی سخنرانی ها به...
-
بیامیه محرم ، غم بگته هوا رِه ( شعر عاشورایی با گویش شاهرود زیبا)
پنجشنبه 29 تیرماه سال 1402 16:06
توضیح: عزیزان غیر شاهرودی برای درک صحیح از این گویش و تلفظ صحیح می توانند به صورت سه ضربی با وزن عروضی : مفاعلن، مفاعل- مفاعلن ، مفاعل قرائت نمایند. بیامیه محرم ، غم بِگِته هوا رِه بیا یه کم به گریه، تازه کنیم دلا رِه هر طرف ولایت ،که هِرِویم عزایه بشناس از این علامت، شیعه مرتضا رِه روضه بخوان که حالم یه ریزه جا بیایه...
-
هر کس به علی مهر بورزد، بُرده (رباعی)
پنجشنبه 22 تیرماه سال 1402 09:54
هر کس به علی مهر بورزد، بُرده هرگز نشود خسته و دل و آزرده بدبخت کسی که بغض او را دارد کی زنده شود آن که دل او ، مُرده؟
-
از جام ولایت علی سر مستم (رباعی عید غدیر)
جمعه 16 تیرماه سال 1402 12:19
از جام ولایت علی سر مستم مهرش نرود از دل من تا هستم شادم که کسی هست به هنگام ممات چون دید فتاده ام ، بگیرد دستم!
-
رباعی عید غدیر
جمعه 16 تیرماه سال 1402 09:36
با مهر علی ما به جهان آمده ایم یک عمر از او در هیجان آمده ایم بر راستی و درستی اش شکی نیست راهی که تمام عمرمان آمده ایم